سالمندی؛ کیفیت زندگی؛ سرمایه ی اجتماعی و انطباق با زندگی شهری

عالیه شکربیگی1؛ امید علی احمدی2؛ محمد احمدی3
1استادیار جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
2استادیار جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان
3دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
چکیده
هدف مقاله­ی حاضر «مطالعه­ی جامعه­شناختی سالمندان شهر تهران و میزان انطباق آنان با زندگی شهری»، است. این پژوهش با توجه به ماهیت توصیفی-همبستگی می باشد. جامعـه آماری کلیه­ی سالمندان شهر تهران است که با توجه به فرمول کوکران حجم نمونه، برابر با 384 نفراست. نمونه آماری در مناطق 2، 5، 6 ،7 و 20 تهران و به روش خوشه­ای و سپس تصادفی ساده تعیین شدند. در مبانی نظری از نظریه‌های مرتبط با این حوزه استفاده شده و در پایان مدل نظری تحقیق، طراحی گردیده است. این تحقیق با استفاده از روش پیمایشی انجام گرفته است. ابزار گردآوری داده­ها پرسشنامه بوده و محقق ساخته است. پایایی پرسشنامه توسط آلفای کرونباخ برای تمامی ابعاد پرسشنامه بالاتر از 7/0 به­ دست آمد که قابل قبول است. پس از گردآوری داده‌ها، بر‌اساس آمارهای توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم­افزار spss، داده‌ها مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته‌اند. نتیجه­ی فرضیه با آزمون تی تست نشان می­دهد که در بعد انسانی بین کیفیت زندگی و سرمایه­ی اجتماعی و در بعد ساختاری وضعیت مسکن، فضای عمومی، حمل و نقل با میزان انطباق با زندگی شهری رابطه­ی معناداری وجود دارد. و طبق آزمون رگرسیون و تحلیل مسیر در بیشترین و قوی‌ترین تأثیرِ بر انطباق سالمندان با زندگی شهری، می‌توان به ترتیب به تأثیر مستقیم متغیرهای کیفیت زندگی (313/0)، سرمایه اجتماعی(215/0)، مکان­های عمومی (201/0)، کیفیت مسکن (124/0) و حمل و نقل (097/0)، اشاره کرد.
کلیدواژه‌ها

سالمندی؛ کیفیت زندگی؛ سرمایه ی اجتماعی و انطباق با زندگی شهری

 

مقاله 3، دوره 9، شماره 29، زمستان 1397، صفحه 53-80

مطالعات جامعه شناختی شهری

مدرنیته و بازنمایی خانواده در فیلم‌های سینمایی پس از انقلاب اسلامی در ایران

مدرنیته و بازنمایی خانواده در فیلم‌های سینمایی پس از انقلاب اسلامی در ایران

نویسنده

دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان

چکیده

سینمای ایرانی بنا به دلایل مختلف، در همه دوران حیات خود توجه ویژه‌ای به خانواده و تحولات آن داشته است. بر این اساس، هم‌گامی بازنمایی مدرنیته و مدرنیسم از یک سو و خانواده از سوی دیگر، موضوعی قابل تأمل است. فرایند مدرنیته در ایران از آغاز با اساسی‌ترین و حساس‌ترین بخش هویت فرهنگی ایران یعنی خانواده و ایستادگی آن در مقابل تغییر، به‌صورت یک موضوع ویژه برای بازنمایی مسائل جامعه و ایده‌های تحول مواجه بوده است.
پژوهش حاضر، این هدف اساسی را مدّ نظر دارد که نشان دهد پس از انقلاب، مهم‌ترین عناصر و ابعاد مدرنیته؛ یعنی فردیت و عقلانیت، چگونه در خانواده بازنمایی شده‌اند. برای تحلیل نظری تحولات روی‌داده در خانواده، نظریۀ تجدد گیدنز و برای بازنمایی از دیدگاه بازنمایی استیوارت هال استفاده شده است. در تحقیقی که مبنای این نوشتار بوده است، 95 فیلم سینمایی مهم پس از انقلاب به تفکیک چهار دورۀ آن، با روش تحلیل محتوای کمی و کیفی، مورد بررسی قرار گرفته است.
تحقیق، نشان داده است که تقریباً در تمامی فیلم‌های مورد بررسی، به عقلانیت و فردیت (البته با تمام ویژگی‌های ایرانی‌شدۀ آن که بیشتر به فردگرایی خودخواهانه و گریزان از تعهدات اجتماعی و خانوادگی است و عقلانیت نفع طلبانه)، توجه شده و به‌نوعی به نقد کشیده شده است.

دوره 14، شماره 50
بهار 1397

صفحه 59-83

فصلنامه مطالعات فرهنگی ارتباطات

 

گونه‌شناسی خانواده‌های تهرانی ازمنظر خطرپذیری طلاق

گونه‌شناسی خانواده‌های تهرانی ازمنظر خطرپذیری طلاق

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

گروه جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان

چکیده

طلاق یکی از آسیب‌های مهم در زندگی‌های خانوادگی است. اهمیت طلاق به‌حدی است که می‌توان سلامت خانواده و تغییراتی را که در پایداری آن پدید می‌آید، به‌واسطة شاخص‌های طلاق به‌دست آورد، اما به این موضوع کمتر توجه شده است که طلاق و وضعیت خانواده را نمی‌توان همواره سیاه یا سفید دید. وضعیت اغلب خانواده‌ها ازحیث سلامت و استحکام خاکستری است. به‌بیان دیگر، باید طیفی را در نظر گرفت که یک‌سوی آن خانوادة کاملاً سالم و پایداری قرار دارد که در آن احتمال و خطر طلاق نزدیک به صفر است، و در سوی دیگر، به‌هم‌ریختگی سامان خانواده و طلاق وجود دارد. تحقیق حاضر با نمونه‌ای 1200 نفری از زنان متأهل تهرانی انجام شده است. ابزار تحقیق پرسش‌نامه‌ای است که خجسته‌مهر و تکریمی برای زوج‌های طلاق‌گرفته اجرا کرده‌اند. متناسب با ابعاد متغیر خطر طلاق، نوعی گونه‌شناسی با توجه به تهدیدهای خانواده و خطر طلاق به‌دست آمده است. مهم‌ترین یافتة تحقیق، ارائة گونه‌شناسی خطر طلاق در خانواده‌های عادی بوده است. در این تحقیق روشن شد که با ثابت‌نگاه‌داشتن متغیر قشر اجتماعی یا کنترل‌کردن آن، بین متغیرهای میزان تهدیدهای خانواده و خطر طلاق، هم‌بستگی بسیار ضعیفی برقرار می‌شود؛ بنابراین، ممکن است با خانواده‌هایی مواجه باشیم که با وجود سطح تهدید بالا، خطر طلاق در آنها اندک است یا برعکس.
 

کلیدواژه‌ها

دوره 11، 3(دومین ویژه نامه جامعه شناسی خانواده)
پاییز 1396

صفحه 33-54

خانواده در امواج فضای مجازی - مصاحبه زهره گردان با امید علی احمدی و مصطفی اقلیما

آرتین مانند فرزند بسیاری از خانواده‌های عصر کنونی، تک‌پسر خانه و ۱۳ساله است، با والدین شاغلی که به دلیل حجم زیاد کار دیرهنگام به منزل می‌رسند. تابستان است و وی که اوقات فراغت بسیاری دارد،‌ ساعت‌های متمادی با گوشی تلفن همراه و تبلت، مشغول بازی و وقت‌گذرانی است. آرتین اگر‌چه در خانه تنهاست اما اصلا تنها نیست. فضای مجازی، دنیای وسیعی از اطلاعات و بازی‌ها را پیش روی او قرار می‌دهد و او را همچون مردابی چنان به سوی خود می‌کشاند که آرام آرام همان‎جا ماندگار می‌شود.
اکنون لحظات زندگی نوجوانی آرتین با فضای مجازی آمیخته و درواقع این فضا به دنیای واقعی وی تبدیل شده است. این موضوع، داستان زندگی بسیاری از خانواده‌ها و نگرانی بسیاری از والدین است. نه تنها در ایران که در کل جهان، تکنولوژی بر روابط خانواده تأثیر بسزایی گذاشته است. اما آیا فضای سایبری واقعا تهدیدی برای خانواده‌ها محسوب می‎شود؟ در این شرایط والدین برای حفظ بنیان خانواده چه کاری باید انجام دهند؟
تعریف خانواده
دکتر امید علی‌احمدی، جامعه‎شناس خانواده، برای شفاف‎سازی موضوع در مقدمه‎ای می‎گوید: وقتی درباره تأثیر هر عاملی روی خانواده حرف می‌زنیم، ابتدا باید مشخص کنیم منظورمان چه شکلی از خانواده است؛ زیرا خانواده‌ها از نظر ساختار متنوع هستند.
به گفته وی، چرخه زندگی از عواملی است که باعث تنوع خانواده می‌شود؛ این‎که خانواده ملحقاتی داشته باشد یا خیر؟ تعداد فرزندان چند نفر باشد؟ خانواده از چه قشر اجتماعی محسوب ‌شود؟ زن شاغل باشد یا خانه‌دار؟ همه این عوامل روی ساختار خانواده تأثیر می‌گذارند ولی جامعه‎شناسان به ضرورت، خانواده‎ها را تیپ‌بندی کرده‎اند، مثلا گفته‎اند خانواده به چند دسته «هسته‏ای»، «گسترده»، «بدو ازدواج» و «آشیانه خالی» تقسیم می‌شود که هر کدام مشخصات کارکردی و ساختاری خود را دارند. برخی در مرحله بدو ازدواج هستند، برخی با بزرگ‌ترین فرزند پیش‎دبستانی، برخی با داشتن یک یا چند جوان، برخی در مرحله ترک فرزند اول و تعدادی هم در مرحله آشیانه خالی هستند؛ آشیانه خالی مرحله‌ای است که یکی از زوجین فوت می‌شود. پس در ابتدا باید بپرسیم درباره چه خانواده‌ای صحبت می‌شود.
این جامعه‌شناس همچنین میزان سرمایه‌های موجود در یک خانواده را مهم ارزیابی می‌کند و می‎گوید: خانواده‎ها به میزان بهره‌مندی از سرمایه‎های اجتماعی، فرهنگی، عاطفی و اقتصادی از عوامل مختلف از جمله فضای مجازی تأثیر می‌پذیرند. اگر میزان این سرمایه‌ها بالا باشد، خانواده قوی‌‎تر و تأثیرپذیری آن از عوامل بیرونی کمتر است و اگر میزان سرمایه‎ها پایین باشد، کوچک‌ترین مسأله بنیان خانواده را متزلزل می‌کند. هر چقدر حس مشارکت و اعتماد اعضای یک خانواده بالاتر باشد، سرمایه اجتماعی آن خانواده بالاتر است، اما اگر بدبینی، سوء‌ظن و پنهان‌کاری وجود داشته باشد، سرمایه اجتماعی به پایین‌ترین حد خود نزول می‌کند.
در این میان نقش سرمایه اقتصادی بسیار مهم است. باید توجه کرد که آیا خانواده دچار بحران‌های اقتصادی است یا خیر؟ زیرا در صورت وقوع بحران، کوچک‌ترین خرج اضافی، مناسبات را به هم می‌ریزد و ایجاد مسأله می‌کند.
دکتر علی‌احمدی می‌افزاید: در کنار این مقدمات، موضوع رسانه به عنوان یکی از چهار عامل اجتماعی‌کننده افراد در کنار خانواده، مدرسه و گروه همگنان وجود دارد که اگر هر کدام نقش خود را به خوبی ایفا نکنند، تأثیرگذاری رسانه‌ها و فضای مجازی بیشتر خواهد شد. همچنین میزان سواد رسانه‌ای عامل بسیار مهمی تلقی می‌شود. اگر کودک یاد بگیرد همه آنچه را که در رسانه‌ها هست نپذیرد و توانایی نقد کردن داشته باشد، میزان تأثیرپذیری وی از فضای مجازی بسیار کاهش می‌یابد.
این موضوع فوق‌العاده پیچیده است و به راحتی نمی‌توان گفت که فضای مجازی بنیان خانواده را دچار فروپاشی می‌کند. متأسفانه رسانه‌ها همه تقصیرات را بر دوش اینترنت و فضای مجازی می‌اندازند که اشتباه است. باید دقت کرد متغیرهای کلان در جامعه به‌سوی فردگرایی و مدرن‌گرایی در حرکتند که فضای مجازی هم در کنار آن نقش ایفا می‌کند.
به اعتقاد این جامعه‌شناس، اگر خانواده به اندازه کافی مستحکم باشد و سرمایه‌های لازم را در اختیار داشته باشد، می‎تواند فرزندان را در برابر آسیب‌های فضای مجازی واکسینه کند، اما برعکس، خانواده‌هایی که دچار ضعف هنجاری، سختگیری و ضعف سرمایه‌های اجتماعی‌ هستند، در مراحل بحرانی زندگی خود به‌سر می‌برند و مستعد اثرپذیری بیشتری از فضای مجازی‌اند و اعضا ممکن است تأثیرات منفی بیشتری بپذیرند.
آسیب‌های فضای مجازی
سبک زندگی کودکان این روزها بسیار با قاب خاطرات کودکی ما فرق کرده است. کودکی ما بیشتر در کوچه پس‌کوچه‌ها با توپ‌بازی و در میهمانی‌ها با «گرگم به هوا» و «دنبال بازی» سپری می‎شد، اما امروزه موبایل، لپ‌تاپ و فضای مجازی، دوستان صمیمی بسیاری از کودکان در همه مکان‌ها شده‌اند؛ دوستانی که مراوده بیش از اندازه با آنان، گاهی آسیب‎هایی را در پی دارد و نگران‎کننده است. برای پیشگیری از این آسیب‌ها چه باید کرد؟
دکتر مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران، معتقد است فضای مجازی به خودی خود بد نیست اما اگر والدین نظارت لازم را بر نحوه استفاده کودکان از آن نداشته باشند قطعا با آسیب‌های زیادی روبه‌رو خواهندبود.
به‌ گفته این آسیب‎شناس اجتماعی، باید در ابتدا پرسید که دلیل توجه بیش از حد کودکان به فضای مجازی چیست؟
وی در توضیح سخنانش می‎گوید: متأسفانه در زمانه فعلی، فقر و تورم بیداد می‌کند و امنیت شغلی تا حد زیادی کاهش یافته است. در واقع ساختارهای لازم برای زندگی آرام و بی‌دغدغه وجود ندارد؛ بنابراین والدین مجبورند برای امرار معاش بیش از حد توان خود کار کنند. خستگی‎ها و دغدغه‎های آنان باعث می‌شود در منزل حضوری کمرنگ داشته باشند و آن‌چنان که باید و شاید نتوانند برای فرزندان خود وقت بگذارند. بچه‌ها هم ناگزیر درگیر فضای مجازی می‌شوند که اتفاقا بسیار جذاب و در عین حال در سنینی بسیار خطرناک است.
دکتر اقلیما ادامه می‌دهد: کودکان به‌ویژه در سنین ۱۲ تا ۱۵ سالگی به راحتی تحت‎تأثیر گروه‌های مجازی قرار می‎گیرند. مثلا در انگستان پسر نوجوانی از این طریق، به دام دوستی با یک گروه تروریستی افتاده بود و بعد عضو همان گروه شد. متأسفانه والدین احساس می‌کنند همین که بچه‎ها به کوچه و خیابان نمی‌روند، خطری تهدیدشان نمی‎کند، در حالی‎که این‌گونه نیست. آنها در خانه با دنیای وسیعی از اطلاعات درگیرند. گاهی در اینترنت تصاویر مستهجن می‎بینند که باعث می‏شود ارتباطات خطرناکی شکل بگیرد.
ما به عنوان والدین این وسایل را در اختیار کودکان قرار می‌دهیم، چون حوصله و وقت لازم برای آنان را نداریم و بعد می‎خواهیم این ابزار را از آنان بگیریم که نشدنی است. در این فاصله هم، فرزندان چیزهایی را می‌بینند و می‎شنوند که نباید ببینند و بشنوند و سپس وارد جریان‌هایی می‎شوند که اشتباه است. گاه روابطی شکل می‌گیرد و شکست‎هایی به‎وجود می‎آید که مشکل‎ساز می‌شود.
به گفته این آسیب‎شناس اجتماعی، روابط والدین-کودکان تحت‌تأثیر مستقیم فشارهای اقتصادی و اجتماعی است. این فشارها باعث می‌شود والدین در خانه و معلمان در مدرسه انگ بیش‎فعالی بر کودک پرانرژی بزنند که تبعات زیادی به بار خواهد داشت. متأسفانه بسیاری از معلمان، خود درگیر مسائل معیشتی هستند و نمی‌توانند آن‎گونه که باید و شاید به‎درستی با دانش‎آموزان رفتار کنند. همه این رفتارهای نادرست، کودک را دلسرد می‌کند و به سمت جذابیت‌های فضای مجازی می‌کشاند.
این مددکار اجتماعی، کاهش مهارت‌های ارتباطی را از دیگر آسیب‌های فضای مجازی می‎داند و می‎گوید: متأسفانه بسیاری از کودکان، تک‌فرزند شده‌اند و حتی با یکدیگر ارتباط ندارند، اگر هم ارتباطی باشد از طریق فضای مجازی صورت می‌گیرد که مهارت‎های ارتباطی آنان را تا حد زیادی کاهش می‌دهد. کودکان آینده‌سازان جامعه هستند و در صورت نداشتن مهارت‌های لازم برای ارتباط، قطعا در آینده در خانواده و جامعه دچار مشکلات عدیده‌ای می‌شوند.
به عقیده دکتر اقلیما، ورود یکباره تکنولوژی‌های نوین به کشور بدون آموزش درباره نحوه استفاده و عملکرد آنان، دلیل اصلی مشکلات در این عرصه است. وی می‌گوید: در قرن بیست و یکم زندگی می‌کنیم و کشور ناگزیر به سمت الکترونیکی‎شدن پیش می‌رود، اما لازم بود این تکنولوژی‌ها به آهستگی همراه با آموزش وارد کشور می‌شدند. لازم بود مسئولان آموزش و پرورش، آموزش‎های لازم را در این زمینه می‎دیدند و نسل آینده را آماده پذیرش این فضا می‌کردند.
علاوه بر خلاء آموزشی، محیط اجتماعی ناسالمی در جامعه وجود دارد که بر رشد شخصیت کودکان تأثیر سوء می‎گذارد. جامعه پر از آسیب و خشونت است، برخی رفتارها انسانی نیستند و مردم اغلب عصبی هستند. فشارها، آدم‌ها را به راه‌های مختلف می‎کشاند؛ همین سیستم نادرست باعث می‎شود که خیلی از خانواده‌ها حتی بچه‎دار هم نشوند و آنان که فرزند دارند در تربیت کودکان خود با مشکل مواجه شوند.
فضای مجازی در کشورهای مختلف
این سؤال که کشورهای مختلف چگونه ابزار تکنولوژیک را مدیریت می‎کنند گاهی ذهن را قلقلک می‌دهد. شاید بتوان با بررسی قوانین مختلف در این زمینه و ترکیب آن با فرهنگ بومی خودمان به یک الگوی کاربردی برای کنترل فضای مجازی دست یافت.
سپیده، مادر ایرانی ساکن شهر دوسلدورف آلمان می‌گوید: در این کشور، دولت همه اطلاعات مربوط به کاربران اینترنتی از جمله سن آنها را دارد و اگر کاربری زیر ۱۶ سال باشد، اجازه ورود به برخی سایت‌ها را ندارد. این محدودیت دسترسی در مدارس هم اجرا می‌شود و در صورت مشاهده تخلف، پلیس والدین آن کودک را جریمه مالی سنگین می‌کند.
مرکز دانشگاهی آکسفورد در قالب پژوهشی نشان می‌دهد که فیلتر گزینشی بر اساس کلیدواژه و موضوع‌هایی خاص در برخی کشورها مثل بریتانیا، ایالات متحده امریکا و هندوستان وجود دارد. کودک‌آزاری، افراط‌گرایی و مشکلات داخلی از جمله موضوعاتی هستند که در این نوع فیلتر مورد توجه قرار دارند، اما برخی معتقدند ارکان چنین شاخصی فقط با مصلحت حکومت‌ها تعیین می‌شوند.
استرالیا هم با هدف ارتقای شاخص‌های افزایش ایمنی اینترنت برای خانواده‌ها، ممنوعیت محتوای مجرمانه سایبری را به‌طور جدی با طرح‌هایی سراسری با عناوینی همچون «دیواره آتش بزرگ» و «دیواره آتش ضدخرگوش» و با سنگین‌ترین جریمه‎ها اجرا کرده است.
اما در کانادا به نظر می‌رسد محدودیتی برای استفاده از رسانه و تکنولوژی وجود ندارد. مهناز کیمیایی مهر، مادر دو فرزند ۱۴ و ۱۸ ساله، ساکن ایالت بریتیش کلمبیا در ونکوور کانادا می‌گوید: اینجا فیلترینگ وجود ندارد و دولت حق دسترسی به اینترنت را حق هر شهروندی می‎داند، مگر آن که خانواده‎ها خود قائل به محدودیت باشند. البته کانال‎های تلویزیونی نامناسب برای فرزندان این قابلیت را دارند که توسط والدین غیرفعال شوند.
وی در ادامه سخنانش به این موضوع اشاره می‌کند که در مدارس کانادا، کلاس‌های بزرگ کامپیوتری وجود دارد و به دانش‌آموزان درباره استفاده از اینترنت برای جستجوی مقالات و مطالب علمی آموزش داده می‌شود و همچنین درباره مدیریت زمان به صورت تئوری و کاربردی برنامه‌های زیادی تدارک دیده شده است. مثلا دانش‌آموزان را به مناطق فقیرنشین می‎برند تا از نزدیک افراد معتاد و بیمار را ببینند و به آنها نشان می‎دهند عاقبت کسانی که از زمان خود به‎درستی استفاده نمی‎کنند، این خواهد شد.
به گفته این مادر باتجربه، فضای مجازی در کانادا هم به‎شدت بر روابط خانواده تأثیر گذاشته است و کودکان ۹۰ درصد تنهایی خود را با موبایل، لپ‌تاپ و فضای مجازی پر می‎کنند.
وی می‌گوید: من خیلی سعی می‌کنم اعضای خانواده را دور هم جمع کنم اما حالا توقعم تا این حد پایین آمده که اگر هفته‌ای دوسه بار دور هم غذا بخوریم خوشحال می‌شوم. البته همه تقصیر را به گردن فضای مجازی نمی‌اندازم، چون اینجا سیستم کار فشرده است و وقتی برای دورهمی اعضای خانواده وجود ندارد. فرزندان من می‌دانند که وقت زیادی با فضای مجازی می‌گذرانند. والدین هم در خانه از اینترنت برای نوشتن گزارش و فرستادن ای‌میل استفاده می‎کنند و این کارها هر فردی را ناگزیر به وقت‌گذرانی با اینترنت می‎کند. ما مهاجران، زمان زیادی را هم برای گفتگو با خانواده‌هایمان به صورت صوتی و تصویری می‌گذاریم و ترجیح می‌دهیم فرزندانمان در این مدت سرشان به کار خودشان باشد. سبک زندگی اینجا به گونه‌ای است که افراد باید با اینترنت وقت بگذرانند.
به گفته کیمیایی مهر، برخی خانواده‌های کانادایی خیلی مذهبی هستند؛ تا جایی که حتی فرزندانشان در منزل تحصیل می‌کنند و کودکان آنها تا پانزده- ‌شانزده‌سالگی به اینترنت دسترسی ندارند. البته تعداد آنها اندک است اما عموم خانواده‌های کانادایی معمولا از ۱۴سالگی به بعد کنترلی روی فرزندان خود ندارند و عقیده‌ای هم به این موضوع ندارند که با فرهنگ ما ایرانی‌ها بسیار متفاوت است.
خانواده‌های کانادایی استقلال خاصی به کودکان خود می‌دهند، مثل ایرانی‌ها خیلی برای فرزندان خود هزینه نمی‌کنند اما خیلی هم کاری به کارشان ندارند. به صورت کلی خانواده‌های کانادایی تربیت فرزندان خود را راحت‌تر می‌گیرند و چندان اهل پند و نصیحت نیستند، فضای مجازی را هم راحت‎تر می‎پذیرند و وارد حریم خصوصی فرزندان خود نمی‌شوند، حتی اجازه اشتباه‎کردن را به آنها می‎دهند تا خودشان به نتیجه برسند. ما ایرانی‎ها سعی می‎کنیم ترکیبی از فرهنگ ایران- کانادا را برای تربیت فرزندانمان به‌کار ببریم.
مدیریت بهره‌مندی از تکنولوژی
تحولات ناشی از ورود تکنولوژی‌های نوین آن‎چنان زیاد است که ناگزیریم با آن پیش برویم. منع کردن هیچ نتیجه‌ای نخواهد داشت. تجربه ناموفق ممنوع کردن ویدئو، ماهواره و تلگرام این موضوع را به ما گوشزد می‌کند. اگر روزی موبایل و لپ‌تاپ یک وسیله لوکس و استفاده از آن تفریح محسوب می‌شد، امروز اما با الکترونیکی شدن امور و به‌ویژه ارتباطات اینترنتی، این وسایل جزو لاینفک زندگی محسوب می‌شوند. باید ورود این رسانه‌های نوین به زندگی را بپذیریم و آن را هدایت کنیم و به فرزندانمان یاد بدهیم تا از مزایای این وسایل بهره‌مند شوند.
دکتر امید علی‏احمدی، جامعه‌شناس، معتقد است باید تغییر سبک زندگی بر اساس فضای مجازی را باور کنیم اما در عین‌حال اجازه استفاده بدون فیلتر و نامحدود از این فضا را به کودکان ندهیم. خانواده‎ها نباید برای سرگرمی، این وسایل را در اختیار کودکان قرار بدهند یا هرآنچه کودک طلب کرد برایش خریداری کنند. باید درباره نحوه درستِ استفاده از این فضا و مدیریت زمان با فرزندان سخن گفت.
این جامعه‌شناس بر چگونگی رفتارهای والدین هم تأکید می‌کند و می‎گوید: برخی والدین، خود غرق در سرگرمی‌های موبایلی و فضای مجازی هستند. این وسیله جذابیت‌های زیادی دارد و وقتی کودکان می‌بینند که گوشی‎های تلفن همراه همیشه کنار دست والدین هستند، به عنوان یک وسیله ضروری به آن نگاه می‌کنند که مشکل‎آفرین است. رفتار والدین باید الگو باشد.
به گفته علی‌احمدی، برخی والدین وقتی می‌بینند کودکان کم‌سنشان نرم‎افزاری نصب می‌کنند، هیجان‌زده می‌شوند و آنها را باهوش می‎نامند، در حالی‎که این وسایل، ابزاری برای پرورش هوش کودک محسوب نمی‌شوند، چون کار کردن با آنها ساده است و از طرفی تشویق کودکان به استفاده بیش از حد از این نرم‎افزارها، کودکان را از توجه به بیرون دور می‌کند.
این جامعه‌شناس خانواده معتقد است والدین باید ارتباط قوی با فرزندان خود برقرار کنند که اگر این‎گونه نباشد آنان از فضای مجازی آسیب می‎بینند. توجه به این ارتباط در دوره نوجوانی که بسیار حساس و بحرانی است، ضروری‏تر است. باید به فرزندان آموزش داد که می‌توان از این فضا برای آموزش زبان، موسیقی و ارتباط با اعضای خانواده بهره برد.
علی‎احمدی در پاسخ به این پرسش که آیا باید سن خاصی برای خرید موبایل در نظر گرفته شود یا خیر، می‌گوید: هر وسیله‌ای باید بر اساس نیاز و ضرورت خریداری شود. قطعا تا شش- هفت‎سالگی هیچ ضرورتی برای خرید این وسیله وجود ندارد و از این سن به بعد برخی والدین می‎خواهند با فرزندان خود در تماس باشند. بنابراین باید تلفن همراه بسیار ساده‌ای خریداری و به تدریج استفاده محدود از برخی فضاهای مجازی به کودکان آموزش داده شود تا این‌که کودکان از دوران بحرانی عبور کنند. تا سن هفده- هجده‌سالگی باید نوعی کنترل بر مدل استفاده کودکان از فضای مجازی وجود داشته باشد و شرط آن است که خود والدین سواد دیجیتالی بالایی داشته باشند.
دکتر اقلیما، مددکار اجتماعی هم معتقد است که برنامه‌ریزی درست برای اوقات فراغت کودکان و نوجوانان می‌تواند از ورود بیش از اندازه آن‌ها به فضای مجازی بکاهد. وی می‌گوید: مثلا در برخی از ایالات آمریکا، کلاس‌های فوق‌برنامه رایگان همراه با ایاب و ذهاب برای پرکردن اوقات فراغت دانش‎آموزان در نظر گرفته می‎شود و وقتی برای آنان باقی نمی‎گذارد تا در فضای مجازی به هدر رود. دولت‎ها و شهرداری‏ها در این زمینه نقش بسزایی دارند و باید فعال باشند.
وی تأکید می‌کند: دولت‌ها در برابر موضوع تحکیم خانواده مسئول هستند و باید زیرساخت‌های لازم را برای فرزندپروری فراهم کنند. اگر فشار زندگی کم شود، اعضای خانواده می‌توانند شنونده خوبی برای یکدیگر باشند و همدیگر را بهتر درک کنند.
این آسیب‎شناس اجتماعی معتقد است نحوه درست استفاده از تکنولوژی‌های جدید باید توسط وزارت آموزش و پرورش آموزش داده شود. او می‌گوید: اینترنت، بازاری جهانی است که متأسفانه در ایران حتی بسیاری از استادان دانشگاه هم از آن به درستی استفاده نمی‌کنند.
وی همچنین بر نظارت بر اجرای قانون برای پیشگیری از آسیب‌های فضای مجازی تأکید می‌کند و می‌افزاید: در شهرهای کوچک نظارت اجتماعی وجود دارد اما در شهرهای بزرگ، شاهد چنین نظارتی نیستیم. بنابراین قانون باید اجرا شود و البته مهم است که در صورت مشاهده تخلف، والدین بازخواست شوند و نه فرزند.
به گفته دکتر اقلیما توجه به دو رهنمود رهبر عزیز کشورمان از بسیاری از آسیب‌ها می‌کاهد؛ اول توجه به شایسته‌سالاری و دوم این‌که مسئولان در مقابل مردم پاسخگو باشند؛ اگر در مملکت این‌گونه عمل شده بود امروزه شاهد این حجم از آسیب‌ها نبودیم.
توجه به مهارت‌های ارتباطی
سعید بی‌نیاز، کارشناس ارشد روان‏شناسی بالینی و مؤلف کتاب‎های مهارت‎های زندگی برای بچه‎های پیش دبستان و دبستان، معتقد است بودن در فضای مجازی که اطلاعات درست و نادرست را به‌صورت درهم به کودک و نوجوان می‌دهد حتما به تفکر انتقادی نیاز دارد.
به گفته وی، مهارت تفکر انتقادی یکی از مهارت‌های زندگی و به معنای توانایی تحلیل اطلاعات است. در دوران کودکی، باید مهارت تفکر انتقادی برای تشخیص واقعیت از خیال گرفته تا تشخیص دروغ فردی که در مدرسه بلوف می‌زند کسب شود.
این مدرس حوزه مهارت‌های زندگی در توضیح سخنانش می‌گوید: این‌که برای هر متن، منبع معتبر بخواهیم، به منافع گوینده توجه کنیم و اطلاعات نامعتبر را منتشر نکنیم از اصول تفکر انتقادی است.
والدین خوش‎باور یا دیرباور الگوی خوبی برای تفکر انتقادی نیستند. ما ابتدا باید ذهن خودمان را از خرافه‌ها و شایعات پالوده کنیم و بعد از فرزندانمان توقع داشته باشیم متفکر باشند.
اگر والدین زمانی را به بررسی اطلاعات روز (مثلا شایعات) اختصاص بدهند یا متنی در فضای مجازی همراه با فرزندشان داشته باشند و از او بخواهند با صدای بلند در این مورد فکر کند و فکرش را در میان بگذارد، فرصت خوبی برای پرورش مهارت تفکر انتقادی فراهم شده است.
بی‌نیاز به لزوم توجه به سایر مهارت‌های ارتباطی هم تأکید می‌کند و می‎افزاید: مهارت‌های ارتباطی از چندین خرده‎مهارت تشکیل می‌شوند. گوش‌دادن فعالانه، خوب توضیح دادن، توجه به زبان بدن، جرأت‌مندی، حل تعارض و کار گروهی بخشی از این خرده‌مهارت‌ها محسوب می‌شوند. به طور سنتی کودک این مهارت‌ها را در خانواده یاد می‌گرفت، زیرا این مهارت‌ها با تکرار و تمرین در زندگی واقعی نهادینه می‌شوند، اما در دنیای امروز هم خانواده‌ها فرصت کمتری برای این آموزش‌ها دارند و هم اساسا جهان پیچیده‌تر از آن است که خانواده بتواند به تنهایی مهارت‌های ارتباطی را آموزش دهد، با این حال هنوز هم خانواده در کنار مدرسه، مهم‌ترین نهاد آموزش دهنده مهارت‌های زندگی است.
به گفته این مدرس، برای آموزش هر کدام از مهارت‌های ارتباطی تکنیک‌های فراوانی وجود دارد.
اصول کلی که می‌توان به خانواده‌ها برای پرورش مهارت‌های ارتباطی گفت این است که اولا خودشان الگوی خوبی برای این مهارت‌ها باشند. اگر مادری خوب گوش ندهد یا پدری نتواند محترمانه به دیگران نه بگوید، فرزندش رفتاری را که دیده است یاد می‌گیرد، نه آنچه در قالب نصیحت شنیده است.
ثانیا والدین باید به کودک، فرصت بودن در فضای اجتماعی را بدهند. مثلا به این بهانه که من خودم بهتر بلدم فرزندم را بزرگ کنم، بچه‌های پیش از دبستان را از محیط‌های اجتماعی مثل مهد‌کودک یا پیش دبستانی محروم نکنیم. کودکی که در انزوا بزرگ می‌شود فرصتی برای تمرین مهارت‌های اجتماعی ندارد.
ثالثا وقتی کودک ماهرانه رفتاری اجتماعی داشت باید او را تشویق کرد. فقط درس‌ها مهم نیستند، مهارت‌های اجتماعی بچه‌ها را هم باید تشویق کرد. کودکی که به سالمندی کمک می‌کند، به دوستش دلداری می‌دهد، به والدینش خوب گوش می‌دهد، خوب منظورش را می‌رساند و محترمانه درخواست می‌کند و جواب درخواست می‌دهد باید تشویق شود.
به گفته این روان‎شناس، متأسفانه در حال حاضر با این‌که مهارت‌های زندگی در دوره طلایی دبستان سرفصل‌های آموزشی دارند، اما نیروی ماهری برای آموزش آن در مدارس وجود ندارد و با این سرفصل‌ها هم مثل درس‌های دیگر برخورد می‌شود که جای گلایه دارد.
در پایان باید گفت رشد شتابان دنیای دیجیتال در هزاره سوم، نه تنها دیگر نگاه بدبینان به دنیای اینترنت را برنمی تابد، بلکه والدینی را می‌طلبد که ضمن آشنایی با قابلیت‌ها و پیامدهای ارتباطات و برآوردسنجی مزایا و آسیب‌های آن، مربیان دیجیتال خوبی برای فرزندان خود باشند تا یک شهروند آگاه تربیت کنند.

خانواده و توان گفتگو. جلسه انجمن جامعه شناسی. امید علی احمدی

 

دکتر فهیمه نظری*

نشست گروه علمی- تخصصی جامعه‌شناسی خانواده با عنوان «خانواده، توان گفتگو و موانع بازدارنده آن» روز شنبه 17شهریور ماه1397 با حضور دکتر معصومه ابتکار، دکتر باقر ساروخانی، دکتر امید علی احمدی، دکتر رحیم محمدی، دکتر محمدصادق ذاکری، پروین داعی پور و دکتر عالیه شکربیگی با همکاری انجمن جامعه شناسی ایران، معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران و خانه اندیشمندان علوم انسانی در سالن حافظ خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد.

گفتگو در خانواده1

در ابتدای این نشست دکتر عالیه شکربیگی (مدیر گروه علمی - تخصصی جامعه شناسی خانواده) با گرامیداشت یاد استاد فقید دکتر محمد امین قانعی راد گفت: اين نشست بعد از سفر جاودانه استاد، اولين نشست است و اگر چه ما جامعه شناسان در خود فرو رفته ايم اما بايد راه استاد را پر تلاش ادامه داد و به گفته دکتر سید علی موسوی گرمارودی:

نمرده است

که شور و دانش و معرفت و شعور نامیراست

شکسته نیست

که همواره کوه پا برجاست

نخفته است

که زندگيش پیام بیداری است به سربلندی و افتادگی که خود می گفت

چو آبشار و چو رود

همیشه در وطن و کوه و دشت آن جاری است

به روی سینۀ میهن نشان هشیاری است.

وی افزود: در ادامه سلسله نشست هاي گروه علمي-تخصصي خانواده، بر اساس شواهد پژوهشي ريشه بسياري از مسائل و آسيب هاي نهاد خانواده در ضعف يا فقدان مهارت هاي ارتباطي و گفتگويي است، اين كه از چه الگويي استفاده نماييم؟ قطعا گونه هاي مختلف خانواده، الگوهاي خاص خود را مي طلبد. در اين نشست تلاش نموده ايم دانشگاهيان و سياستگزاران و ديدگاه هاي مختلف را در اين نشست دور هم گرد آوريم تا بتوانيم از طريق مفاهمه به يك فهم مشترك از مسائل خانواده در حوزه های مذکور برسيم. دكتر قانعي راد در جلسات پيشين اين گروه در دوجلسه حضور داشت و در هر دو جلسه ما را به نشست مشترك سياستگذاران و دانشگاهيان تشويق نمود كه اين جلسه در راستاي تشويق هاي استاد برگزار شد. روحشان شاد و راهشان پررهرو.

او سپس از سخنرانان این جلسه خواست که مباحث خود پیرامون توان و فرهنگ گفتگو در نهاد خانواده را بیان کنند و به این پرسش كه آيا "رسيدن به تفاهم و فهم مشترك در خانواده نيازمند كسب مهارت هاي گفتگو است؟ " اگر بلي ؟ چگونه و از طريق چه راهكارها و مكانيزم هايي این امر میسر می شود؟ پاسخ دهند.

دکتر امید علی احمدی (استاد جامعه شناسی) اولین سخنران نشست گفت: گفتگو در تعریف یعنی؛ مبادله ایده ها یا عقاید در یک زمینه ویژه با این منظر که رسیدن به توافق و همراهی ممکن است. در تعریف دیگر؛ صحبت بین دو یا چند نفر و یا مردمانی که واقعا گوش می دهند به کسانی که واقعا صحبت می کنند. یا به اشتراک گذاشتن داستان هایی که فهم بیشتری را خلق می کند. تا آدمها را به یکدیگر در اجتماع نزدیک تر کند و زنجیره ای برای ترکیب یک قلب با سایر قلب ها پدید آورد. اما پرسش مهم این است که چرا گفتگو می کنیم؟ باید گفت گفتگو کنیم به منظور:

  • - فراهم ساختن دانش و ارتقاء دادن جریان گردش دانش.
  • - نمایش یا ارائه دیدگاه های جایگزین.
  • - کاهش پیشداوری ها با آخرین شباهت ها و تجارب بنابر آنچه انجام شده است.
  • - شکستن تنش های بوجودآمده از تفاوت ها.

اما ما از گفتگو هدف داریم : 1) پیدا کردن مشابهت های خود با دیگران و آنچه می تواند برای خود فرد مفید باشد.2) دیدن این که چه خیری قابل ادغام یا همسان پذیری است.3) زمان دادن و فرصت دادن به خود برای تغییر.

دکتر علی احمدی ادامه داد: بین گفتگو و مباحثه تفاوت های بسیاری است از جمله:

1)گفتگو بیشتر همکارانه است برای نشان دادن اشتراکات و مباحثه بیشتر تضاد آلود و برای نشان دادن اشتباهات دیگران است.2) در گفتگو حرکت مشارکت گونه است به سوی هدف ولی در مباحثه تلاش برای پیروزی مد نظر است.3) در گفتگو یک نفر به نفر دیگر گوش می دهد تا بفهمد و معنا را دریابد و به توافق برسد ولی در مباحثه بیشتر هر طرف گوش می دهد تا رخنه یا عملی پیدا کند و ایده های معارض را پیدا کند 4) منظور در گفتگوبیدار کردن هوش جمعي است و مفروضات را برای متحول شدن آشکار می کند. در گفتگو ممکن است به تغییر دیدگاه مشارکت کنندگان بیانجامد. اما در مباحثه عامل انتقاد از سایر موقعیت هاست. 5) گفتگو راه را برای امکان رسیدن به راه حل ها باز می کند و مباحثه از یک راه حل در برابر سایر راه حل ها دفاع می کند.

دکتر علی احمدی در ادامه مهمترین موانع را بر سر راه گفتگو را به این ترتیب دانست:

  • نابرابری در پایگاه ها و وجود منابع قدرت نابرابر در دست برخی از اعضاء
  • نقص در منابع اجتماعی کردن خانواده (با مناسبات نابرابر)- آموزش و پرورش (معلم سالاری و مناسبات و روابط نابرابر) – رسانه (تک رسانه ای و نپذیرفتن انتقاد) – مناسبات دوستانه در گروه های همالان.

این استاد دانشگاه گفت: در ارتباط با گفتگو و بحث انگیز شدن موقعیت ها تا زمانی که موقعیت ها پایدارند و صاحبان پایگاه های رفیع تر حاضر به گفتگو با گروه های زیر دست نیستند یا شرایط به نسبت پایداری تغییر رخ نمی کند اما وقتی شرایط تغییر می کند که موقعیت بحث انگیز می شود و اقتدار به قدرت تبدیل شود و مشروعیت خود را از دست می دهد و کم کم شرایط در جامعه برای دوپاره شدن فراهم می شود. در این شرایط صاحبان قدرت برای از دست ندادن قدرت به گفتگو متمایل می شوند اما آیا مردم باور می کنند؟ فرهنگ ما به موجب امثال سعدی بر اساس فرهنگ مروت و مدارا است که باید تبدیل به فرهنگ مدنی و گفتگویی شود.

آسایش دو گیتی مرهون این دو حرف هست   با دوستان مروت با دشمنان مدارا

این فرهنگ که از گذشته بما رسیده است مناسب نیست (فرهنگ مدارا و مروت) که آدمها را به دوست و دشمن تقسیم می کند و توان گفتگو ندارد.

پرفسور باقر ساروخانی (استاد دانشگاه و جامعه شناس) دومین سخنران نشست بود. او گفت: در آغاز بحث خود چند سوال مطرح می کنم؛ انسان چیست؟ ذات انسان چیست؟ در پاسخ می گویم ذات انسان ارتباط است. انسان ارتباط گر یا انسان ارتباط جو. وقتی انسان از ارتباط با دیگر افراد محروم می ماند یعنی از گفتگو دور مانده است. گفتگو حیات بخش و نجات بخش است. یکی از موارد مهم درباره گفتگو بحث از سوسیوتراپی یا جامعه درمانی است. این مفهوم اشاره به انسان تنها است؛ تنهایی همان بیماری است. وقتی انسان تنها را در جمع و یا گروه آوردیم حال او بهتر و آرامش پیدا می کند. به نظر می رسد حکم اعدام بدترین چیز باشد ولی افرادی که تنها (و مجرد) هستند و در تنهایی شب را به صبح و صبح را به شب می رسانند، وضع شان از اعدام بدتر است. شاید انسان در تنهایی اعدام نشود ولی وقتی او از گفتگو با دیگران محروم شود وضعیت بدتری نسبت به اعدام دارد. در سطح کلان نیز نمونه این امر را می توان در دستور گاندی به مردم سرزمینش پیگیری نمود. زمانی گاندی رهبر هند از مردم کشورش خواست تا با انگلیسی ها گفتگو نکنند. او با این کار موجب شد تا انگلیسی ها محروم از ارتباط و گفتگو بمانند.

دکتر ساروخانی افزود: اما گفتگو چه نقشی دارد؟ گفتگو چیست؟ به طور کلی گفتگو دارای ویژگی هایی است از جمله: 1-گفتگو همیشه اسیر جغرافیا نیست 2- گفتگو نیاز به همزبانی نیاز ندارد اتفاقا ضعیف ترین نوع گفتگو از نوع همزبانی است و بهترین و قوی ترین گفتگوها از نوع همدلی است 3- گفتگو تعاطی نمادهاست ( همراه با نماد محبت و یا نماد عشق) 4- گفتگو می تواند با خود صورت گیرد و در سکوت نمایش داده شود. 5- گفتگو بایست با کیفیت همراه باشد.

این استاد دانشگاه خاطر نشان کرد: گفتگو را می توان گونه شناسی کرد. گاهی گفتگو می تواند در خانواده های اضطراری (دورزی) مطرح باشد. یکی از بحث های مهم در گفتگو شرایط آن است که هابرماس اشاره به «کنش ارتباطی» اشاره می نماید. منظور از کنش ارتباطی همان شرایط آزادی در گفتگو است. به عبارت دیگر آزادی از عقاید قالبی و خود مداری، آزادی از خویشتن خویش، دیگری را بر خود ترجیح دادن، رهابودن از قید و بندهای اجتماعی، مواردی که تنها می توان در پاتوق ها جست. در واقع تنها در پاتوق هاست که خود سانسوری در انسانها وجود ندارد، انسانها آزادانه اندیشه و عقاید خود را مطرح می نمایند و دچار اعوجاج تفکر نیستند، در پاتوق؛ اندیشه سیال و راحت است.

وی ادامه داد: در گفتگو سلسله شرایطی باید مطرح باشد از جمله :

  • - گفتگو مستلزم گشودگی است و گشودگی باید از نوع افتراقی باشد.
  • - گفتگو مستلزم نقد پذیری است.
  • - گفتگو مستلزم بلوغ انسانی است (منظور انسانی فرا غریزی است).
  • - گفتگو باید مستلزم نتیجه گیری باشد.
  • - گفتگو مستلزم مهارت های ارتباطی است.
  • - گفتگو مستلزم کلیت گرایی است.

او در پایان بحث خود گفت: گفتگو با ازدواج در یک خانواده شکل می گیرد. همزمان ریسک پذیری آن هم می تواند با افزایش همراه باشد. در حال حاضر تکنولوژی های نوین چون موبایل و دنیای مجازی به راحتی گفتگو را در خانواده بر هم زده است.

پروین داعی پور (مدرس و عضو هیأت مدیره کانون گفتگوی موسسه امام موسی صدر) سخنران سوم این نشست بود. او گفت: معادل معنایی و ترجمه گفتگو برابر با دیالوگ دانسته شده است. گاهی نیز در این باره اشتباه می شود و مردم فکر می کنند منظور از گفتگو تنها یک ارتباط کلامی است در حالی که دیالوگ و یا گفتگو معنایی فراتر از یک رفتار، بینش و یک نگرش دارد و باید در جان فرد بشیند تا بتواند خود را نشان و بروز دهد. به نظر من دیالوگ از ابتدا بوده همانطور که در بحث های فلاسفه هم مطرح شده است. در شکل جدید هم در نظریه های «بوهم» دیده می شود. گفتگو طی 40 تا 50 سال اخیر موضوعی نو و تازه و در حال رشد است. گفتگو یک بحث میان رشته ای است و از تمام دستاوردهای علوم انسانی استفاده می کند و امروزه به عنوان یک موضوع کاربردی مطرح است. دیالوگ یا گفتگو در حوزه های اقتصاد، اجتماع، محیط زیست، آموزش و پرورش و مدرسه ورود کرده و عملی شده است. در حال حاضر بزرگانی در جهان و در ایران در این باره کار و تحقیق می نمایند.

داعی پور افزود: در بحث از مهمترین ضرورت های گفتگو در جامعه، اجتماع، خانواده می توان گفت اگر گفتگو قطع شود دو چیز جانشین آن می شود: 1- فریب 2- خشونت. انسانهایی هستند که فریب می دهند و انسان هایی هستند که فریب می خورند. فریب خوردن هم در عرصه خانواده و هم در عرصه سیاست مصادیق فراوانی دارد. فریب می تواند به شکل حرف خود را به کرسی نشاندن باشد. در صورتی که چهار عنصر (علم – تجربه – قدرت تفکر – تعمق) در افراد پرورش یابد فریب از بین می رود. اگر فریب دادن جایی برای حضور نداشته باشد جانشین دوم برای گفتگو هویدا می شود یعنی خشونت. منظور از خشونت؛ شکل فیزیکی و یا جسمی نیست بلکه انواع دیگری نظیر خشونت روانی (یا خشونت منفعلانه) هم وجود دارد. این نوع از خشونت در خانواده فراوان است واعمال آن بسیار ظریف است.

مدرس و تسهیل گر گفتگو درادامه بحث خود گفت: گفتگو نیاز به 1- پیش فرض ها و 2- مهارتها دارد. منظور از پیش فرض ها :

1-انسانها باید قبول کنند که همیشه حقیقت تنها نزد آنها نیست. یعنی من بیشتر می فهمم و یا حق با من است، در این صورت گفتگو از بین می رود.

2- در گفتگو نباید احساس ترجیح و یا برتری دیده شود در این صورت گفتگو قطع می شود. مثلاَ من به عنوان پدر و یا مادر نباید در برابر فرزند خود احساس قدرت بیشتری داشته باشم و یا این که فکر کنم من بیشتر می فهمم.

از آنجا که به نقل از یکی از بزرگان: «... از مشکل ترین فضاهای گفتگو؛ فضای خانواده است چون در آنجا عاطفه و دوست داشتن وجود دارد . لذا در گفتگو نیاز به مهارت هایی وجود دارد از جمله:

1-گوش دادن فعال از نوع بالنده

2- کنار گذاردن قدرت قضاوت

3- کنار گذاردن باورهای رایج

ملاحظه می نماییم که گفتگو دارای ساختار پیچیده ای از نظر سنت ها، باورها، عادات است. لذا یکی از کارهای ما در کانون گفتگوی صدر برگزاری کارگاه های عملی و فضا سازی دیالوگ است. معتقدیم برای ایجاد یک گفتگوی مؤثر و مفید باید نگرش ها تغییر کند، ساختار ذهنی و مدل ذهنی متناسب شود و کسی به شکل واقعی وارد فضای گفتگو شود که جان دیگری را به رسمیت بشناسد. چون تنها از این طریق است که دیگر مهم نیست طرف گفتگو مسیحی است یا یهودی، پیر است یا جوان.

دکتر رحیم محمدی (جامعه شناس و استاد دانشگاه) سخنران چهارم نشست بود که بحث خانواده و معاصرت را مطرح نمود. معاصرت (دوران معاصر) دو نسبت با خانواده دارد: نخست) مفهوم سوژه گی (سوژه شدن انسان) است. این مفهوم از هگل است که به انسان مدرن داده شد و اشاره به برهه ای از تاریخ دارد که قبل از آن انسان منقاد و تحت انقیاد اجتماع و سیاست بوده است و از یک زمان به بعد تاریخ انسان نو مطرح شده است. بعدها هایدگر مفهوم design را مطرح کرد و برخی دیگر به مفهوم اگزیستانسیل اشاره نمودند. جامعه شناسان نیز مفاهیم دیگری بکار بردند. به عنوان مثال دورکیم به فرد تمایز یافته، وبر به کنشگر فعال، گیدنز به کارگزار اشاره می نماید. لذا این بحث اشاره به قسمتی از تاریخ است که انسان جدید سامان یافت که با انسان قدیم در 3 پارامتر تفاوت عمده ای داشت: 1) انسان مدرن تجدید آگاهی یا همان تجدید جهان بینی نمود. خدایی که انسان قبیله ای می شناخت با خدای انسان امروز متفاوت است.2) انسان مدرن؛ تجدید اراده و تصمیم کرد. انسان قدیم فاقد تصمیم و اراده بود حتی در امر ازدواج که تحت تأثیر سنن و مذاهب قدیمی بود و چه مرد و چه زن فاقد تصمیم گیری برای خود بود. 3) انسان مدرن؛ تجدید کنش کرد (دایره عمل او متفاوت و دگرگون شد).

پس ما با 2 تیپ و یا اصالت خانواده روبرو می شویم: 1- خانواده ای که محصول اجتماع انسان های قدیمی است (انسانها متفاوتند، آگاهی قدیمی دارند، اراده قدیمی معطوف به کنش دارند).2- خانواده ای که محصول اجتماع سوژه هاست (امروزه در کلانشهر انسان دگر شده است). دوم) مفهوم کلانشهر است. مفهومی که در جامعه شناسی شناخته شده است. کلانشهر ساحت دیگری است حتی از مفهوم شهر به لحاظ سیستم های آگاهی – ارزشی – هنجاری – کنشی – فرایندها و شکل تغییرات نیز متفاوت است. در واقع در این بحث خانواده با این مفهوم نسبتی دارد. از مجموع صحبت های اساتید این طور استنباط شد که گفتگو در خانواده اساساَ چیز خوبی است ولی گویی نه، گفتگو چیز خوبی نیست. گفتگوی تاجران، گفتگوی مهندسان سخن و صحبتی از جنس عاقلانه، محاسبه گرانه بر حسب سود و زیان است گفتگویی عاقلانه نه عاشقانه. خانواده کلانشهری خانواده ای گفتگویی است که جنس آن از نوع عاقلانه است نه عاشقانه. خانواده در قدیم گفتگویی عاشقانه داشت و سوژه در کلانشهر نمی تواند از همان جنس سخن بگوید. جنس سخن در خانواده کلانشهری شبیه سخن تاجران است.

دکتر محمدی ادامه داد: گفتگو اساساَ سوژه محور است. بنابراین در کلانشهر نیز خانواده ای ظهور پیدار کرد که سر چیزهایی که به سرنوشت مربوط است، امورات مهم، اموال و دارایی، خانه گفتگو می‌کند و تفاوت آن با خانواده های قدیم این است که خانواده در قدیم بر سر چیزهای کوچک بحث می کرد. اساساَ گفتگو یک امر تاریخی است و باید به آن تاریخی نگاه کنیم. گفتگوی عاشقانه مال دنیای قدیم است و بحث از کلانشهری چون تهران مستقل است. چرا که در مورد کلانشهر باید مستقلاَ اندیشید و به معایب و حسن ها و یا مزایای آن اشاره داشت. بنابراین گفتگو یا سخن گفتن و یا صحبت کردن در معاصرت و تجدد ما صورتی از گفتگوی تاجران و مهندسان شده است که در این نوع از گفتگو محاسبه، عقلانیت، سود و زیان ملاک است. این توجه تاریخی به گفتگو موجب می شود تا ما با رویکردی دیگر به گفتگو به عنوان یک مسأله و پروبلماتیک اجتماعی توجه نشان دهیم.

این استاد دانشگاه در ادامه سخنرانی خود گفت: از نظر من خانواده کلانشهری امروز خانواده گفتگویی است به چند دلیل: 1- مرد سالاری به زوال افتاده است 2- قدرت در خانواده تنزل یافته است.3-سوژه گی زنان؛ این که زنان امروز خود را برابر مردان می دانند، زنی که عاقل، محاسبه گر، دارای شغل و صاحب اراده و تصمیم است.4- اگر پدر در گذشته نماد شفقت، قدرت، توانمندی بود در حال حاضر؛ دیگر دارای پایگاه مهم در خانواده محسوب نمی شود و امروزه درک از ماهیت پدر به مانند گذشته نیست.5-در گذشته گفتگو ساختار مردانه داشت و جای زنان و مردان مشخص بود.6- امروزه با تنوع خانواده روبروییم از خانواده هم باشت تا خانواده هسته ای که در این طیف قریب به 14 تا 15 نوع خانواده داریم. اگر در خانواده قدیم تنوع مردود بود در خانواده امروز این تنوع جایز است. نقش ها عوض شده است و نقش زنان نیز تغییر یافته است به طوری که تصمیمات مهم و سرنوشت ساز به دست زنان افتاده است. در حال حاضر با دگرگونی عمیقی که رخ داده است مواجهیم. در واقع این تاریخیت خانواده را دگرگون نموده است.

دکتر محمدصادق ذاکری (پژوهشگر حوزه سلامت و تربیت) نیز به طرح نظرات خود پرداخت و گفت: از میان نظام های اجتماعی هیچ یک از نظر پایداری، عمق و اثربخشی در زندگی انسان به پای خانواده نمی رسد. در خانواده پای به عرصه وجود می گذاریم، در خانواده شخصیت ما شکل می گیرد، هر جا می رویم به هوای بازگشت به آن دل خوشیم و بالاخره آخرین روزهای زندگی را در آنجا می گذرانیم. خانواده یک نظام اجتماعی است که بر مبنای یک نیاز اجتماعی یعنی نهاد ازدواج بنا شده است. حیات اجتماعی انسان دارای چهار قلمرو است که از نرم به سخت عبارتند از؛ قلمرو های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی. فرهنگ انسانی گنجینه درخشانی است که از سویی بسا چیزها به ما می آموزد و از سوی دیگر اندیشه ما را به سوی پرسش های اساسی می برد. می توان گفت: قلمرو فرهنگ قلمرو محافظه کاری است. از این رو به تنفس گاه جدیدی نیاز داریم و آن «هنر» است. از دو نظرگاه می توان به فرهیزش (فرهیختگی) در خانواده نگریست. دیدگاه نخست در صدد بوده دانسته ها و مهارت هایی را در اختیارمان قرار دهد تا بدانیم، بخواهیم تا بتوانیم توفیقاتی داشته است و تا حدودی طرز فکر علمی را نهادینه کرده است. اما آیا این توفیقات به ما یاد داد که با اساسی ترین و سخت ترین مسأله زندگی خود چگونه برخورد کنیم؟ آیا دانایی ها، نگرش ها و مهارت ها را می توان هدف های اصیل شمرد؟

او افزود: اینها وسیله هایی هستند که اگر بد بکار برده شوند، زیان آورند و تباه کننده زندگانی با تمام شکوه و عظمتش که شاهدیم و اگر خوب به کار روند، برترین مقصدی که می توانند به آن دست یافت، رفاه و آسایش است که اگر چه خوب است و لازم؛ ولی نمی تواند مقصد و مقصود زندگانی شمرده شوند و عجیب تر از عجیب این که هر چه انسان نو از پیشرفت های بزرگ برخوردار شد، اما این روند نه تنها به رشد آنان منجر نشد بلکه چه بسا به تنزل شان انجامید. از برخی افراد آدم هایی ساخت روی گردانده از ارزش ها و رو کرده به کامجویی و حتی زمانی که از آنان نیروی کارآمد ساخت، این نیروی کارآمد چون ابزار به کار گرفته شد. آیا نادیدن ارزش ها و به کار نبستن آن ها نشانه نبودن آنهاست؟ یا نشانه تنزل افراد و جامعه ها است؟ چرا؟ یکی از دلایل آن حضور شما در این مکان است که گرد هم آمده ایم تا در خصوص ارزش ها هم اندیشی کنیم. فرهنگ انسانی نه تنها تنزل نمی یابد چه بسا در راه رشد است. به شرطی که انسان را همواره هدف در نظر گیریم و نه وسیله که بزرگترین عیب نظام آموزشی این است که به قول یاسپرس انسان و ارج او را فراموش می کند. وایتهد نیز تأکید می کند فقط یک موضوع در تربیت اهمیت دارد و آن زندگی است با تمام ابعاد آن. چرا که همواره می خواهد مخاطبانی را رشد دهد که کمترین شناخت را از آنان دارد. یادمان باشد «شناخت» همواره بر «رشد» مقدم است. اشاره ای به «وسیله دیدن انسان» در برخی دوره ها داشته باشیم. نمونه باستانی آن اسپارت است. اسپارت به سربازان نیرومند نیاز داشت. از این رو تربیت اسپارتی جنبه های گوناگون هستی آدمی را نادیده گرفت و در هر کودک فقط سربازی کارآمد و فرمانبردار دید. در دوران معاصر هم روش تربیتی فاشیستی با گوشمان آشناست که در آن انسان مقام خود را چون انسان از دست داد و مهره ای شد در ماشینی عظیم که برای کشورگشایی قصد کرده بود.

دکتر ذاکری ادامه داد: کار اصلی ما مردم در خانواده این است که موقعیت های پداگوژیکی ایجاد کنیم تا «فردیت ها» رشد کند. اوج فردیت ها که هدفی گرانمایه است با علم education که نوعی ارتباط است، حاصل می شود. سزاوار است تا:

نخست) با خود ارتباط برقرار کنیم که همان «صلح درون» است. در واقع اولین اصل از اصول اساسی سلامت روان احترام به خود و دوست داشتن خود است. لازم است تفکیک قایل شویم بین این که انسان خودش را دوست داشته باشد (که ممدوح است) و این که زیادی خودش را قبول داشته باشد (که مذموم است).

پس از آن ارتباط با دیگران مطرح می شود که به زعم برخی اندیشمندان «درک دیگری» بزرگترین چالش انسان معاصر است. درک دیگران و احترام به دیگران نیز از اصول اساسی سلامت روان است. اینکه بپذیریم خود و دیگران محدودیت هایی داریم نیز از اصول اساسی سلامت روان است.

سومین ارتباط؛ ارتباط با محیط زیست (این ماده مقوم زندگی و یا به تعبیر دیگر این تنها قایق قابل زیست در حال حاضر) و خالق آن است. در واقع اگر در خصوص محیط زیست و آفریننده آن احساس مسئولیت کنیم نشانه انسان بودن ماست و می توان این احساس مسئولیت کردن را نیز یکی از اصول اساسی سلامت روان تلقی کرد و به بیان ساده تر گفت: هر چه بیشتر احساس مسئولیت کنیم، آدم تر هستیم. باید به این نکته هم توجه داشت که ارتباط از ریاکاری، حیله گری و تهدید، تهی است و بر خلاف دست آموزگری (manipulation) و رام کردن که در صدد تسطیح هویت هاست، در ارتباط گاه ساختارها و گروه ها و نهاد ها به تعارض با هم می پردازند و این به خودی خود نه نامطلوب است و نه گریز پذیر. مهم این است که این تعارض ها به حذف و هدم یکدیگر کمر نبندند. حال پرسش مهم این است که چگونه باید چاره گری کرد تا رابطه تعارضی و منفی به رابطه ای تبادلی و مثبت بدل شود؟

گفتگو در خانواده2

دکتر شکربیگی (استاد دانشگاه و جامعه شناس و مدیر گروه جامعه شناسی خانواده) نیز در ادامه این نشست بحث خود را مطرح کرد و گفت: نهاد خانواده به عنوان نهادي به جاي مانده از نياكان ما براي مان ارزشمند است و هر كدام از ما در هر سطحي كه هستيم همواره نقشي در اين نهاد ايفا نموده ايم، گاهي در نقش دختر، زماني پسر، وقتي ديگر مادر و پدر و... تلاش نموده ايم در اقتدار و حمايت اين نهاد پايدار بكوشيم. در پژوهش هاي ملي هر زمان از ايرانيان پرسيده اند مهم ترين نهاد از ديد شما چه نهادي است؟ بدون لحظه اي ترديد پاسخ داده اند خانواده و اين نهاد همواره براي ورشكستگان سياسي و اقتصادي حمايتگري جدي بوده است و براي اعضاي خود زايشگر سرمايه اجتماعي در سطوح كلان، ميانه و خرد. اما امروزه بر اساس نتايج تحقيقات ملي و بين المللي نهاد خانواده دچار چرخش مفهومي شده و به نظر مي رسد هنجارها و ارزش هاي خانواده در برابر چالش ها و تغييرات عميق قرار گرفته است. مسائلی مانند طلاق عاطفی، خشونت خانوادگی، فردیت تعمیم یافته، شکل گیری ارتباطات فرا زناشویی و ... خانواده را دچار آسیب نموده است. بر اساس نتایج تحقیقات، اعضای خانواده به طور طبیعی روزی ۲۰ دقیقه با هم صحبت می کنند که این آمار گویای آن است که شاید بشود با گفتگو و مفاهمه بسیاری از مشکلات خانواده را قبل از آسیب زایی ساماندهی کرد، بنظر من مهم ترین عواملی که به نوعی از موانع بازدارنده گفتگو و توانش در نهاد خانواده هستند عبارتند از:

  • طلاق عاطفی: به نظر می رسد فقدان هر گونه ارتباط عاطفی، جنسی و ... زیر یک سقف خود بتواند عاملی مهم در زایش مشکلات نهاد خانواده در ایران باشد.
  • خشونت خانوادگی: که در بسیاری موارد در میان زوجین تبدیل به تنفر از یکدیگر شده است و این تنفر مانع همدلی و صحبت میان زوجین است.
  • شکل گیری ارتباطات فرا زناشویی و دوست یابی‌های اجتماعی در شبکه های اجتماعی: خود باعت نوعی فردیت یافتگی در نهاد خانواده شده که باعث انسداد گفتگو در نهاد خانواده است.
  • شکاف بین نسلی در خانواده ایرانی: که بیگانگی نسل ها را در بسیاری از موارد به وجود آورده است.
  • پیدایش تغییر نگرش در تشکیل نهاد خانواده و در شیوه های همسر گزینی میان جوانان
  • تک والدی در نهاد خانواده
  • افزایش زنان سرپرست خانوار

و دهها عامل دیگر باعث ضعف و کاهش توان گفتگو در خانواده ایرانی شده است و در بسیاری از موارد بن بست بین نسلی را به وجود آورده است.

بین بحث و گفتگو تفاوت های بسیاری است که مهمترین تفاوتها عبارتند از:

در بحث: (جريان اثبات خود و برد است).( تنها به معلومات و دانستني هاي خود اكتفا كردن).(از يك موضع دفاع كردن).(جواب دادن، سوال كردن).( برد- باخت).(جستجو براي يافتن اشتباه ديگري).(اعمال قدرت).(عكس العمل يا واكنش).(جستجو براي راه حل هاي سريع).(تصميم گيري بر اساس ذهنيات).(انرژي ها را تنها در دفاع از خود مصرف كردن).

در گفتگو:(خرد جمعي).(كشف كردن).(جويا شدن).(سوال كردن).(برد- برد).(افكار خود را هنگام ارتباط با ديگري بررسي كردن).(احترام و توجه كردن).(بازبيني يا كنش).(تأمل كردن و ژرف انديشيدن).(شناخت مدل ها و ساختارهاي ذهني).(هوش جمعي را بيدار كردن).

وی ادامه داد: در راستای توازن و زایش اعتماد و مشارکت و همدلی در نهاد خانواده و کاهش آسیب های خانوادگی لازم است گفتگو بین اعضای خانواده ها در گونه های مختلف شکل گیرد (مهم ترین راهبرد)، گفتگویی که به گفته هابرماس، مبتنی بر صداقت، درستی و كلام عقلاني باشد و به عبارتی سرمایه اجتماعی «اعتماد، مشارکت و همدلی و انسجام» بستر ساز شکل گیری تعاملات بین اعضای خانواده های ایرانی باشد. همين طور با گشودن باب گفتگوي عقلاني در سيطره عمومي مردم را ياري دهد تا توانايي آن را بيابند كه با وقوف به مسائل خود و كسب آگاهي تاريخي در مورد مشكلات به شيوه اي عقلاني بينديشند. در تعريف گفتگو تعاريف گوناگوني از اين مفهوم به دست داده اند، اما بر مبناي تعريف ديويد بوهم، اين تعريف براي گفتگو را پيشنهاد مي كنم: گفتگو(dialogue) از كلمه اي يوناني به نامdialogos مي آيد. Logos به معني «كلمه» و dia به معني از طريق، نه به معناي عدد دو است. گفتگو مي تواند ميان تعدادي مردم، و يا فقط دو نفر وجود داشته باشد. حتي يك شخص هم اگر روحيه گفتگو حاضر باشد، مي تواند احساس گفتگو را در خود داشته باشد. وضع يا تصويري كه اين ريشه يابي پيش مي كشد، جريان معنا، بين ما، در ميانه ما و از طريق ماست. پس بر مبناي تعريف فوق، گفتگو ارتباط گفتاري يا «عمل ارتباطي» دو فرد، فرد با گروه و يا چندين فرد با يكديگر، به وسيله بيان يا نوشته است. اين ارتباط از طريق جريان و انتقال ايده و معنا در درون يا بين افراد و در ميان جمع در مورد موضوع مشترك به منظور مفاهمه و روشنگری درباره اين موضوع در فضاي مشترك رابطه انجام مي شود. (به اتكاي همين تعريف مي توان از گفتگوي دروني با خود نيز سخن گفت). اگر، نوع نگاه، حالات و حركات بدن، لحن صدا و... در گفتگو شركت مي كند، حتي بايد گفت سكوت نيز عنصري در گفتگو است وقتي كه حامل تلاش براي مفاهمه و روشنگري باشد. دكتر حسن قاضي مرادي در كتاب «شوق گفتگو و گسترش فرهنگ تك گويي در ميان ايرانيان» مي گويد: ويليام آيزاكس در كتاب «گفتگو و هنر» با هم انديشي چهار اصل نظري و چهار مؤلفه عملي متناظر با آن اصول را معرفي مي كند. البته نبايد مؤلفه هاي ضد گفتگو را هم ناديده گرفت. مؤلفه ها عبارتند از:

1-مشاركت و گوش دادن گفتگويانه در برابر چند پارگي و شنيدن ضد گفتگويانه

مشاركت- گوش دادن- چند پارگي مانند سياره زمين- شنيدن

2- آگاهي و تعليق گفتگويانه در برابر نا آگاهي و ايقان ضد گفتگويانه

تعليق - ناآگاهي- ايقان يا تعصب نسبت به باورهاي خود

3-انسجام و احترام گفتگويانه در برابر تنافر و خشونت ضد گفتگويانه

انسجام- احترام- تنافر - خشونت

4- بازگشايي و خود آوايي در برابر فرو پوشيدگي و بت پرستي ضد گفتگويانه

بازگشايي- خود آوايي- فرو پوشيدگي- بت پرستي

5- كمال پذيري واميدواري گفتگويانه در برابر خود- بسندگي و بي تفاوتي ضد گفتگويانه

كمال پذيري- هدف نهايي رسيدن به مفاهمه- كمال گرايي- كمال پذيري در گفتگو- اميدواري كه در ارتباط با كمال گرايي است.- خود بسندگي كه به مفاهمه نمي انجامد- بي تفاوتي

دکتر شکربیگی خاطر نشان کرد: پنج اصل نظري و مؤلفه عملي گفتگويانه و ضد گفتگويانه وجود دارد که عبارتند از:

1- اصول نظري و مؤلفه هاي عملي ارتباط گفتاري گفتگويانه شامل: (مشاركت - گوش دادن)، (آگاهي – تعليق)، (انسجام-احترام)،( بازگشايي- خودآوايي)،( كمال پذيري- اميدواري).

2- اصول نظري و مؤلفه هاي عملي ارتباط گفتاري ضد گفتگويانه شامل:( چند پارگي- شنيدن)، (نا آگاهي –ايقان یا تعصب)، (تنافر- خشونت)، (فرو پوشيدگي - بت پرستي)،( خودبسندگي - بي تفاوتي).

این استاد دانشگاه گفت: پيشنهاد عملي براي يك گفتگوي سازنده را از هابرماس عنوان می كنم. هابرماس معتقد است هر كس كه بخواهد در فرآيند رسيدن به تفاهم شركت كند نمي تواند مدعي ساختن چهار اعتبار نباشد. 1- فهميدني بودن 2- صداقت 3- درستي 4- صدق. اين چهار دعوي اعتبار در پس هر نوع ارتباطي نهفته است و هر كس كه در اين ارتباط شركت جويد، لاجرم مدعي اين اعتبارهاست، زيرا كه مي توان از او پرسيد: 1- چه مي گويي؟ 2- آيا واقعا منظورت اين است؟ 3- آيا محقي كه اين را بگويي؟4- آيا آنچه مي گويي صادق است؟ بنابراين پس زمينه رسيدن به هر نوع وفاقي، گردن گذاشتن به اعتبار مورد دعوي است. هابرماس ضمن برشمردن كاركرد كلي هر سخن، دعوي خاص آن به اعتبار، و بينش اساسي يا وجوه ارتباطي مربوط به آن، و قلمرو مربوط به آن را در واقعيت مشخص نموده است. هابرماس معتقد است كه تمامي گفتارها متوجه مفهوم حقيقت اند (حتي كساني كه دروغ مي گويند متوجه اين امر هستند) و اين نكته را مي توان در هر توافقي كه بر اثر گفتماني عام و بري از سلطه صورت گرفته باشد، تحليل كرد. در ادامه می توان به چند راهکار نیز اشاره نمود: 1- بي شك جامعه شناسان مي توانند راه حل هاي علمي و واقع بينانه خود را به مردم ارائه دهند، اما اين كار علمي بايد با دو سويه ديگر يعني دخالت خود مردم در سنجش اين راه حل ها و علايق رهايي بخش آنان تركيب شود. وظيفه جامعه شناسان ارائه راه حل هاي پوريتيويستي فني و يوتوپيايي نيست، دو راه حلي كه از بالاي سر مردم و به نمايندگي از طرف آنها ارائه مي شود.2- گفتگوي همگاني و عمومي لازم است، بايد فضاي رسانه را در اختيار گفتگو قرار دهيم. 3- نظام آموزشي تك گويي است، به همين دليل افرادي پرسشگر تربيت نمي كنيم.4- نظام خانواده داراي پرورش و جامعه پذيري منش استبدادي و حضورسالار است كه خانواده باید از اين امر اپوخه شود.5 - واحد هابرماس ديگر فلسفه مونولوگ نيست بلكه فلسفه ديالوگ و گفتگوست. واحد بنياني اين فلسفه گوينده و شنونده اي است كه درصدد رسيدن به تفاهم اند و در صورت خدشه دار شدن گفتگو مي توانند مدعي اعتبار گفته شوند.

دکتر شکربیگی در پایان بحث خود اضافه کرد: گروه علمی – تخصصی جامعه شناسی خانواده از خانم دکتر ابتکار بابت پذیرفتن دعوت گروه و حضور در این جلسه سپاسگزار است و افتخار می کند که به توصیه مرحوم استاد قانعی راد جامه عمل پوشید. ایشان همواره بر تعامل سیاستگذاران و دانشگاهیان تأکید می کرد تا بتوانند مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و جامعه را مطرح و هم اندیشی کنند تا راهکار کاربردی در جامعه پیدا شود. از این جهت موضوع گفتگو در خانواده از جایگاه مهمی برخوردار است. مطالعات نشان می دهد که در حال حاضر در خانواده ها مباحثه بیشتر از گفتگو صورت می گیرد و جنس مباحثه با جنس گفتگو متفاوت است.

دکتر معصومه ابتکار (معاون زنان و خانواده نهاد رياست جمهوري) به عنوان سخنران آخر نشست بحث خود را مطرح کرد و ضمن تشکر از انجمن جامعه شناسی ایران و اساتیدی که در جریان سازی اجتماعی و برنامه گفتگوی ملی خانواده همراهی نمودند، گفت: فکر می کنم صحبت های اساتید در ارتباط با ریشه ها، علل و راهکارها بود چون از این طریق می توانیم از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب حرکت کنیم. ما نیز به عنوان دستگاه سیاستگذار در معاونت سعی می کنیم تا از نتایج این بحث ها بهره ببریم.

او افزود: ما به دنبال آن هستیم که با نگاه علمی و مبتنی بر مطالعات و پژوهش ها بتوانیم سیاست هایی را برای دستگاه های اجرایی که در این حوزه ها مسئولیت دارند تعریف کنیم تا آنها بر مبنای مطالعات پاسخگو باشند و بتوانند راهکار و روش و شرایط مطلوبی را ارائه دهند. در حال حاضر در جامعه ما خانواده با مشکلات زیاد و متنوع، مباحث و مسائل تحولات سریعی روبروست. در این دوران که معروف به «در حال گذار» است انقلاب دیجیتال رخ داده است. شکل گیری تفکر نسل جدید رخ داده است واین امر موجب شکاف بین نسلی شده است. نسل جدید بیشتر با تکنولوژی جدید بزرگ می شوند تا با والدین خود. اگر بچه ها در گذشته سوالات خود را از والدین خود می پرسیدند در حال حاضر سوالات خود را از گوگل می پرسند و گوگل هم به آنها جواب دقیقی می دهد. این که ما در بین همه مسائل و مشکلات روی موضوعی چون گفتگو متمرکز شده ایم نشان دهنده آن است که موضوع گفتگو یک مساله جدید برای خانواده هاست. ما به عنوان معاونت در دولت نمی توانیم همه مشکلات و معضلات را حل کنیم ولی می توانیم سراغ یک موضوع روشن و دقیق برویم و آن هم بحث از اختلال ارتباطی است. معاون زنان و ریاست جمهوری در دولت قبلی، دکتر مولاوردی بر روی موضوع «اختلال ارتباطی» کار کرده بود و در سطح ملی دوره آموزش تسهیل گران یا ToT در مدارس برگزار شده بود. ما در این دولت نیز در ادامه همان بحث و مطالعات موضوع را با عنوان «گفتگوی خانواده» به عنوان موضوع توان افزایی مطرح نمودیم.

معاون زنان و خانواده در ریاست جمهوری ادامه داد: طرح موضوع گفتگوی خانواده در 18 استان ایران مطرح شد و من در سفر به این استانها سعی داشتم تا با نخبگان، تشکل ها، احزاب، دانشگاهیان و مقامات همان استان هم اندیشی کرده و از آنها خواستیم تا مسائل خاص استان های خودشان را با در نظر گرفتن شرایط و اولویت های خودشان مطرح نمایند تا پیرو آن برنامه ریزی شود. در نیمه راه گروه خانواده انجمن جامعه شناسی ایران با ما همراهی نمود. می دانیم که باید پیرامون گفتگو در خانواده بحث های نظری را تقویت کنیم ولی معتقدیم که مهارت های گفتگو هم مهم است. ما طرحی دیگر را در معاونت دنبال می کنیم با عنوان «ارتقاء تاب آوری اجتماعی» این موضوع نظری با موضوع خانواده نزدیک است و ما در پی آن هستیم که موضوع تاب آوری را در خانواده نیز مورد سنجش قرار دهیم. تا از این طریق هم گفتگو در خانواده و هم ارتقاء مهارت های گفتگو را در خانواده بویژه در استانهایی که درجه آسیب پذیری بسیار بالایی دارند و مناطق حاشیه نشین و یا سکونت های غیر رسمی، داشته باشیم.

دکتر ابتکار اضافه کرد: ما در استان ها طرح موضوع کردیم و انجمن جامعه شناسی پیگیری می کند و روش کار را در مهارت ارتقاء مهارت گفتگو روش «کانون صدر» قرار دادیم. از سوی دیگر با وزارت آموزش و پرورش نیز تعامل داریم. در مورد گفتگو و مهارت های آن و به دنبال راهی هستیم تا با انجمن اولیا و مربیان به عنوان مرجع قابل اعتماد مردم در ارتباط باشیم. همینطور موافقت نامه ای با وزارت علوم امضا کردیم وطی این موافقت نامه با 200 تشکل دانشجویی برای ارتقاء مهارت گفتگو بین نسلی و ملی خانواده در حال برنامه ریزی هستیم. ما به عنوان دستگاه سیاستگذار نقشه راه ارائه می دهیم و از طریق این تشکل ها و گروه های تخصصی مثل کانون دانشجویان یا سفیران را دعوت به همکاری می کنیم.

معصومه ابتکار افزود: بعد از تب وتاب های فراوانی که با رسانه ملی داشتیم توافق نمودیم تا رسانه ملی در یکی از برنامه های خانواده برای گفتگوی ملی خانواده برنامه ریزی داشته باشد. کار با رسانه از این جهت دارای اهمیت است که رسانه دارای مخاطبان فراوان است و اثر بخشی آن بسیار زیاد است. بنابراین ما به عنوان دستگاهی برنامه ریز و سیاستگذار در تمام این برنامه ها سعی کردیم تا با بهره بردن از مطالعات، پژوهش ها و زحمات اساتید دانشگاه؛ سیاست را تبدیل به برنامه نماییم. ما در معاونت؛ شورای راهبردی گفتگوی خانواده را تشکیل دادیم که بازیگران این شورا سیاست ها را به برنامه های کاربردی و اجرایی تبدیل نمایند. در حال حاضر تمامی استانها از این برنامه ها استقبال کردند و به نظر می رسد که ما روی موضوعی واقعی و مشترک دست گذاشتیم. هدف ما هم افزایی و همکاری با بخش های دولتی و غیر دولتی است .

دکتر ابتکار در پایان اظهار امیدواری کرد که در فازهای بعدی از دیدگاه های اساتید و پژوهشگران و نیز نتایج پژوهش ها استفاده لازم را ببریم بویژه آن دسته از پژوهش هایی که کاربردی هستند و راهکارهایی که قابل پیاده سازی، مفید و اثر گذار باشند را به کار ببندیم. 

 

برگزاری بزرگداشت روز سعدی بزرگ در انجمن مفاخر

انتشار مقاله ارزیابی تاثیرات اجتماعی و فرهنگی طرح پیرایش شهری و حذف زوائد بصری محور ناصر خسرو

ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی طرح پیرایش شهری و حذف زوائد بصری محور ناصرخسرو

مقاله 7، دوره 8، شماره 25، زمستان 1396، صفحه 141-176  XMLاصل مقاله (622 K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
امید علی احمدی1؛ هادی درویشی  2؛ سمیه مومنی3
1استادیار جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آشتیان
2دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه مازندران
3کارشناس ارشد جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی
چکیده
طرح «پیرایش شهری و حذف زوائد بصری» در محور تاریخی ناصرخسرو به منظور کاهش اغتشاشات بصری و تشخص­بخشی به نماها و فضاهای با ارزش این محور، از سوی سازمان زیباسازی شهر تهران در حال انجام است. در این راستا سؤال اصلی این است که آیا اقدام مداخله‌ای پیرایش شهری و حذف زوائد بصری، باعث ایجاد بستری برای تحقق کارکردهای تاریخی، فرهنگی و گردشگری این محور خواهد شد؟
مقاله‌ی حاضر با استفاده از روش توصیفی، پیمایشی، میدانی و ابزارهای پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده نشان می‌دهد که عدم توجه به اسناد بالادستی و مغفول ماندن مؤلفه­های رویکرد توسعه‌ی پایدار همچون امنیت و هویت در طراحی این پروژه، عاملی مختل‌کننده در اثرگذاری طرح خواهد بود.در عین حال اگر اقدام مداخله‌ای با رعایت پیشنهادهای تحقیق حاضر انجام پذیرد، شاهد تحقق اهدافی چون تقویت حس تعلق به مکان، افزایش احساس رضایت و اعتماد شهروندان به مدیریت شهری، کاهش خروج سکنه از این محور، کاهش روند تبدیل کاربری مسکونی به تجاری، رونق کسب و کار و افزایش گردشگری و تردد در اینجا خواهیم بود.
کلیدواژه‌ها
ارزیابی تأثیرات اجتماعی و فرهنگی (اتاف)؛ پیرایش شهری؛ محور ناصرخسرو؛ توسعه‌ی پایدار
 
 

مجله مطالعات جامعه شناسی شهری

چرا کتاب های عامه پسند با اقبال بیشتری مواجه می شوند؟ مصاحبه امید علی احمدی با ایبنا

چرا کتاب های عامه پسند با اقبال بیشتری مواجه می شوند؟

 

اندیشه /
شناسه خبر: 354524
  چرا کتاب هایی با رویکرد عامه پسند در جامعه با اقبال بیشتری مواجه می شوند؟

امید علی‌احمدی، عضو تحریریه فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی می‌گوید: نوعی سطحی‌نگری و عوام‌زدگی و عدم توجه به منابع اصیل و جدی در جامعه وجود دارد و به همین دلیل است که افراد به‌خودشان زحمت نمی‌دهند که برای بهبود به مطالعه بیشتر و تعمیق در مسائل روی بیاورند.

 

ایران آنلاین / گروه اندیشه:

امید علی‌احمدی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی در پاسخ به این پرسش که چرا در طرح عیدانه کتاب که در ابتدای سال جاری برگزار شد، در حوزه علوم انسانی تنها آثار روانشناسی با رویکرد عامه‌پسند توانستند جز آثار پرفروش قرار گیرند و آثار جدی‌تر علوم انسانی مورد غفلت واقع شدند، عنوان کرد: این موضوع به‌طبع سیاست‌های کلی‌ است که در منابع اطلاعاتی و منابع دانشی در جامعه ما وجود دارد بدین معنی که در دانشگاه‌‌ها، صداوسیما و رسانه‌های حکومتی نوع نگاه خاصی به علم وجود دارد. در این نهادها به‌جای آنکه به ساختارها به‌عنوان علت مسائل و مشکلات توجه شود به نگاه فردی، تقلیل پیدا می‌کند و اغلب مسائل و مشکلات مسئولیتش برعهده افراد می‌افتد. تا ساختار که شامل سیاست‌های دولتی، سوءمدیریت در سطوح بالایی و میانی و... می‌شود. بنابراین در جامعه ما به‌صورت کلی مشکلات به‌سوی فرد و ذهن او سوق داده می‌شود و از همین جهت است که افراد برای اصلاح مشکلات باید به دنبال اصلاح خودشان بروند تا ساختار.

 

عضو تحریریه فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی ادامه داد: بنابراین افراد به دنبال این رفتند که خودشان را با شرایط زندگی تطبیق بیشتری دهند و از این راه بتوانند زندگی مطلوب‌تری داشته باشند.
 این جامعه‌شناس با بیان اینکه علاقه به کتاب‌های روانشناسی عامه‌پسند نیز از همین منظر نشأت می‌گیرد، اضافه کرد: البته در مجموع نوعی سطحی‌نگری و عوام‌زدگی و عدم توجه به منابع اصیل و جدی در جامعه وجود دارد و به همین دلیل است که افراد به‌خودشان زحمت نمی‌دهند که برای بهبود به مطالعه بیشتر و تعمیق در مسائل روی بیاورند.
 این مدرس حوزه جامعه‌شناسی همچنین به فراهم‌نبودن فضای گفت‌وگوی علمی در جامعه اشاره کرد و گفت: اکنون نسبت به سال‌های پیش از انقلاب اسلامی و حتی ابتدای آن مردم فرصت کمتری پیدا می‌کنند تا درباره مسائل جدی و پیچیده‌ای که در جامعه و دنیا وجود دارد وقت بگذارند. از سوی دیگر رسانه‌های اجتماعی نیز زندگی مردم را سطحی کرده و بیشتر به‌دنبال گسترش نگاه سطحی در پاسخ به نیازهای افراد است.
 علی‌احمدی تاکید کرد: به همین دلیل است که دغدغه‌های کلیدی و سرمایه‌گذاری ذهنی انجام نمی‌شود و دیگر افراد مانند گذشته نمی‌توانند اطلاعات خود را با دیگران تبادل کنند. گسترش نگاه سطحی‌نگری در جامعه موجب شده تا کتاب‌های کیلویی روانشناسی از سوی خوانندگان مورد توجه قرار گیرد!
 به گفته این جامعه‌شناس، از سوی دیگر سیاست‌های دولتی نیز که طی سال‌های اخیر در حوزه علوم انسانی اعمال شده یکی دیگر از دلایلی است که موجب بی‌توجهی به منابع جدی‌ این حوزه شده است. همچنین امروز واقعیت علوم‌اجتماعی در جامعه آن‌چنان تخصصی و پیچیده شده به‌گونه‌ای که فهم آن برای افراد باسواد و تحصیل‌کرده این حوزه سخت است چه برسد به عموم جامعه. به‌عبارت دیگر از آنجا که منابع علوم اجتماعی امروز به زبان فلسفه نزدیک شده اغلب مخاطبان توان مطالعه این آثار را ندارند و به‌غیر از بخش کوچکی از افراد تحصیل‌کرده حوزه علوم اجتماعی قادر نیستند از این منابع استفاده مطلوب را داشته باشند. پس ضعف دانشی تحصیل‌کرده‌های این حوزه را می‌توان یکی دیگر از دلایل دانست.
 علی‌احمدی در پاسخ به این پرسش که آیا بی‌توجهی به منابع جدی علوم انسانی می‌تواند ناشی از بی‌توجهی به علوم انسانی در کشور باشد، گفت: طبیعی است که بخشی از این موضوع به همین دلیل است و از سوی دیگر ما نیز طی سال‌های اخیر هر آنچه را که در حوزه علوم انسانی تولید کرده‌ایم به‌صورت ترجمه از منابع خارجی بوده است و تا زمانی که خودمان نتوانیم در این حوزه تولیدکننده باشیم طبیعی است که نیازهای بومی جامعه نیز مورد توجه قرار نمی‌گیرد.
 وی ادامه داد: طی سال‌های اخیر صاحب‌نظران حوزه علوم اجتماعی در کشور ما نتوانستند آنچنان که باید و شاید با فهمی از شرایط جامعه کنونی منابعی را به زبان مردم عامه تهیه کنند و شاید اگر کتاب‌های تالیفی مانند‌ آثار مقصود فراستخواه در جامعه تولید می‌شد که نیاز و مشکلات جامعه ایران را مانند کتاب «ما ایرانیان» مورد توجه قرار می‌داد آنگاه منابع جدی حوزه علوم انسانی نیز از سوی مخاطبان مورد اقبال قرار می‌گرفت.
 علی‌احمدی تاکید کرد: تا زمانی که مسائل و مشکلات جامعه از سوی صاحبنظران و مولفان این حوزه مورد توجه قرار نگیرد طبیعی است که مخاطبان نیز به‌سوی استقبال از آثار کم‌اهمیت‌تر در حوزه علوم انسانی سوق خواهند داده شد./ ایبنا

نقد امید علی احمدی بر کتاب رویای شیفتگان اثر احسان نراقی در شماره 14 فصلنامه نقد علوم اجتماعی

فصلنامه نقد كتاب علوم اجتماعی در ایستگاه چهاردهم

انتشار شماره چهاردهم فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی و نقد  امید علی احمدی  بر کتاب احسان نراقی

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، چهاردهمین شماره فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی با نقدی بر آثار عبدالله گیویان، احسان نراقی، علی مرشد زاده و احسان طبری به تازگی از سوی خانه کتاب منتشر شده است.

محمدرضا رسولی در سخن سردبیر این شماره از فصلنامه با عنوان «جامعه شناسی کتابخوانی» نوشته است: «امروزه علم جامعه‌شناسی پای خود را به گستره مهم فرهنگی کتاب و مطالعه باز کرده است؛ به‌طریقی که از جامعه‌شناسی مطالعه و کتابخوانی به‌عنوان شاخه علمی نام می‌برند که بر شناخت کم‌ و کیف مطالعه در میان گروه‌های جامعه متمرکز شده و به‌بررسی نقش عوامل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و… بر روند مطالعه در اشکال مختلف فردی و جمعی می‌پردازد. جامعه‌شناسان بر این اعتقادند که کتاب و کتابخوانی جزء مهمی از رشد فرهنگی است که به تبع آن فرایند توسعه ملی را فراهم می‌کند؛  بنابراین هرتحول و جهش مطلوبی در پرتو رشد فرهنگی حاصل می‌شود. در واقع میزان کتابخوانی در کشورها بسته به فرهنگ و تاریخ آنها متفاوت است و در ممالک پیشرفته درصد قابل توجهی از مردم به کتاب و مطالعه گرایش دارند. لذات تغییرات اساسی و بنیادین در هرجامعه وابستگی کاملی به وجود نهادهای فکری و فرهنگی آن جامعه دارد.

مطالعه به افزایش قدرت تحلیل، انباشت علمی، اعتلای آگاهی نسبت به خود و جهان پیرامون می‌انجامد و در بالابردن قدرت شناخت و مدارا با دیگران و افزایش مصونیت در برابر هر اندیشه تک‌بعدی که انسان را به ورطه سلطه‌گری یا سلطه‌پذیری می‌کشاند موثر است. کتابخوانی موجب پیوند فرد به تفکرات برخاسته از ناخودآگاه جمعی و حافظه تاریخی نویسنده می‌شود و مخاطب را به جهان غیرشخصی متصل می کند

در بخش «نقد شفاهی» در گفت‌وگو با دکتر محمد امین قانعی راد، علی زمانیان و عبدالحسین ضمیری به بررسی پیامدهای فرهنگی و اجتماعی عدم گرایش به کتاب و کتابخوانی در ایران پرداخته شده است.

در بخش «نقد تالیف»این شماره از فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی مقاله های «نراقی، از عمل گرایی تا تحلیل اجتماعی ـ سیاسی» به قلم امید علی احمدی، «مناسبات فلسفه و علوم اجتماعی در فلسفه اسلامی و غرب» نوشته مالک شجاعی جشوقانی، «روایت شناسی یا تحلیل گفتمان» به قلم سید علی اصغر سلطانی و… پیش روی خوانندگان قرار گرفته است.

نقد ترجمه از دیگر بخش این شماره از فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی است که در آن مقاله های«جامعه شناسی کار در مدرنیته باز اندیشانه» نوشته غلام‌عباس توسلی، «کتابی برای راهنمایی پژوهشگران» امید علی مسعودی، «تورق تاریخ زنان فراموش شده خاورمیانه» نوشته مریم نورائی نژاد، «درآمدی بر پژوهش روش های آمیخته نوشته حامد زندی و «جامعه شناسی هنر: نظریه و عمل» نوشته فروغ خبیری آمده است.

فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی با هدف معرفی و رونق کتاب‌ها و بررسی مسائل و مشکلات نشر کشور در این حوزه فعالیت می‌کند. این فصلنامه به قیمت ۱۰۰۰۰ تومان و به همت مؤسسه خانه کتاب منتشر شده است.