X
تبلیغات
جامعه شناسي ایران
 
   
     
 
 
 

نگاهی به تحولات وضعیت زنان و عوامل مرتبط با آن در دهه های اخیر

ظرفیت واقعی زنان نادیده گرفته می شود

دکتر امید علی احمدی

جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

 هفته نامه سلامت

یکی از مهم ترین تغییراتی که جامعه ما در ۳ ۲ دهه اخیر تجربه کرده، تغییر در عرصه جنسیت است. برخی این تغییر را مهم ترین تغییر فرهنگی جامعه ما می دانند. منظور از تغییر در عرصه جنسیت، تحولی است که در معنای زنانگی مردانگی به وجود آمده است.

در مقایسه با گذشته، بسیاری از امور که فقط مردانه تلقی می شدند، دیگر فقط مردانه نیستند و اموری که صرفا زنانه تلقی می شدند، دیگر در بسیاری از موارد فقط زنانه نیستند. کافی است به خیابان های شهرهای بزرگ توجه کنیم؛ حضور زنان و دختران در خیابان ها و پشت فرمان خودرو ها، تصدی برخی از مشاغل مردانه به وسیله زنان و پذیرفتن نقش در بسیاری از مشاغل که دیگر صرفا مردانه نیستند، همه از تغییری خبر می دهند که در معنای زنانه روی داده است. از سوی دیگر، امور زنانه مثل خانه داری، نگهداری از فرزندان، آشپزی و... که مردان از انجام آنها رویگردان بودند، امروزه به وسیله بسیاری از مردان طبقه متوسط انجام می شود.

۲ سوال اساسی در این زمینه می تواند مطرح شود؛ علت های اساسی این تغییرات چه بوده اند؟ آیا در مجموع زنان به جایگاه بهتری در مقایسه با گذشته دست یافته اند؟ برای پاسخ به سوال اول لازم است به نقش برخی از عوامل اجتماعی در این زمینه بپردازیم تا به توضیح چرایی این تحول نزدیک شویم.

تحول در ساختار خانواده و اهمیت نظام خویشاوندی: شهرنشینی و دوری از خویشاوندان زمینه ساز تحولی است که در خانواده ها روی داده. با کم شدن اهمیت شبکه خویشاوندی، اعضای خانواده وابستگی بیشتری به هم پیدا می کنند و ضرورت استفاده از تمام ظرفیت های اشتغال و درآمدزایی در خانواده محسوس می شود. وقتی خانواده ضرورتا باید به خود متکی باشد، طبعا همه اعضا برای رفع مشکلات خانواده نقش پیدا می کنند.

گسترش طبقه متوسط شهری پیش از انقلاب و دگرگونی ارزش های اجتماعی: در دهه ۵۰ با تغییرات عمده ای که در وضعیت اقتصادی ایران روی داد، بسیاری از خانواده ها امکان بازبینی وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود را یافتند و پس از دوره ای که مردم ایران وضعیت خود را حتمی و غیرقابل تغییر می دیدند، اکنون می توانستند آرمان های خود را به واقعیت نزدیک کنند. بخشی از این آرمان ها توجه به وضعیت اسفناکی بود که زنان ایرانی در فشار محرومیت ها و محدودیت های اجتماعی احساس می کردند. این آرمان در انقلاب ۵۷ تجلی همه جانبه یافت و گروه بسیار بزرگی از زنان در خانه مانده را به خیابان ها کشید. زنان طبقه متوسط، در این میان بخشی از آرزوهای خود را در انقلاب و بخش دیگر را در تحصیلات عالی جستجو می کردند. تحصیلات عالی اگرچه برای همه زنان اشتغال را در پی نداشت، اما باعث تحول در ایستارها و فلسفه زندگی آنها شد.

گسترش رسانه های گروهی: این عامل پیش و پس از انقلاب باعث تغییر در نگرش های زنان و ایجاد انتظارها و افق های جدید در زندگی آنها شد. دیدن تصاویر زنان در سایر کشورها و عرصه های متنوع زندگی شان، شوق تجربه و جرات ورود به بسیاری از عرصه ها را برای زنان ایجاد می کرد. اگرچه در همه زمینه های اجتماعی زنان برای ورود و به دست آوردن پایگاه های مهم تر با موانعی جدی روبرو بودند. می توان تاثیر دیگری که رسانه ها عمدتا در به وجود آمدن آن نقش داشته اند، در توجه متفاوت با گذشته به بدن و ظاهرآرایی مشاهده کرد. زنان به نسبتی که در مقایسه با معیارهای سنتی تعریف متفاوت از زنانگی در ذهن دارند، برای متمایز شدن از امکاناتی مانند جراحی های زیبایی، لوازم آرایشی و لباس بهره می گیرند. این تغییر را می توان عمومی ترین تغییر در زندگی زنانه در ایران تلقی کرد.

در پاسخ به سوال دوم یعنی جایگاه واقعی زنان ایران در مقایسه با گذشته، می توان به چند نمونه اشاره کرد:

اشتغال زنان: در مقایسه با گذشته اگرچه از حیث تعداد بیشتر است اما از نظر درصد زنان شاغل به کل جمعیت یا نسبت زنان به مردان در مقایسه با چند دهه پیش تحولی جدی نداشته است. یکی از عمده ترین تحولات تاسف آور در این زمینه، فزونی زنان تحصیلکرده خانه دار در مقایسه با گذشته است؛ تاسف از این حیث که از توانایی های به وجود آمده جامعه نتوانسته اند به قدر کافی بهره گیرند اما به یقین خانواده ها و به خصوص فرزندان این خانواده ها از نعمت سواد مادر برخوردار شده اند. زنان شاغل نیز به اندازه مردان نتوانسته اند از نظر کیفیت اشتغال و مشاغل احراز شده، جایگاهی درخور توانایی شان پیدا کنند. گاه نتیجه اشتغال زنان برای خانواده و نه لزوما خودشان، به قدری است که از رمانتیسیسم اشتغال زنان در ایران (ساروخانی، مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده) صحبت شده است.

جایگاه سیاسی زنان: با وجود آنکه حضور زنان در عرصه های سیاسی در مقایسه با پیش از انقلاب افزایش یافته و واقعی تر شده است، اما احراز پست های کلیدی و مدیریتی به وسیله آنها همگام با افزایش توانایی شان برای ورود در این عرصه ها نبوده است. علت این امر را می توان در تنوع زنان و محدودیت در سلیقه های پذیرش زنان در عرصه های مختلف و از آن جمله عرصه های سیاسی جستجو کرد.

افزایش آشنایی زنان با حقوق خود و حمایت ناچیز جامعه: همگام با افزایش تحصیلات زنان، افزایش ورود آنها به جامعه و افزایش آگاهی های حقوقی شان، بسیاری از زنان که شرایط خانواده را برای خود ناعادلانه می دانستند، طلاق یا راه زندگی اقتصادی مستقل را پیش گرفته اند. این تمایل و تغییر، همگام با افزایش سازمان ها و ساختارهای حمایتی از زنان نبوده است بنابراین بر زنانی که شرایط خانواده خود را تحمل نکرده اند فشاری دوچندان وارد کرده است.

• افزایش خانواده های زن سرپرست و نگاه منفی جامعه: در سال های اخیر با فزونی تعداد و نسبت زنان سرپرست خانواد مواجهیم. این امر ناشی از افزایش میزان طلاق در جامعه است. از آنجا که اقدام ها و سیاست های تحکیم خانواده در کشور باعث کاهش میزان طلاق نشده، جامعه ناچار است برای حمایت از فرزندان جامعه، از خانواده های تک سرپرست حمایت کند. از دیگر سو، جامعه نگاه خود را به خانواده معیار یعنی خانواده با سرپرست مرد، زن و فرزندان حفظ کرده است.

بنابراین در یک جمله می توان گفت وضعیت زنان دچار تحولات بسیاری شده است اما این تحولات کمتر از ظرفیت های واقعی زنان و همچنین تحولاتی کمتر نهادین ارزیابی می شود. در هر صورت با توجه به آنکه یکی از شاخص های مهم توسعه اجتماعی جوامع انسانی جایگاه اجتماعی زنان در جامعه است، سیاست های اجتماعی و خانواده لازم است تا شرایط واقعی جامعه و زنان را در نظر گیرد و آن را به نحوی اعمال کند که در بلندمدت مصالح کلیه زنان در نظر گرفته شود.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط امید علی احمدی
 
 
 

 

هفته نامه سلامت / مینا قدسی

http://www.salamatiran.com/NSite/FullStory/?Id=57729

● ازدواج خویشاوندی؛ چرا و به چه علت؟

تحلیل جامعه شناسی ازدواج فامیلی

امید علی احمدی

جامعه شناس خانواده

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

ازدواج با خویشاوندان را می توان گرایش به درون همسری تلقی کرد. درون همسری گرایشی است در انتخاب همسر که فرد همسر خود را از اطرافیان خویشاوند، هم قومیت یا حتی هم محل های خود انتخاب می کند. درون همسری به لحاظ تاریخی به سپیده دم حیات بشر و پیدایش وی مربوط می شود. براساس رای صاحبنظران بزرگ انسان شناسی، با گسترش شیوه مقابل یعنی برون همسری، شرایط برای گسترش فرهنگ فراهم شد زیرا وقتی فرد همسر خود را از قومیت یا شبکه خویشاوندی دیگری برمی گزید، به صورت ارتجالی عناصری از فرهنگ گروه دیگر به فرهنگ مبدا راه می یافت یا شرایط برای مبادلات عام تر یا خاص تر فراهم می شد. مبادله دختران دو قوم با یکدیگر یا مبادله به ازای پدیده های دیگر، از این دست بوده است.

● ازدواج فامیلی و ملاحظات اجتماعی

خویشاوندی اساسا مفهومی اجتماعی است. دلیل این امر آن است که اگر خویشاوندی مفهومی زیست شناختی بود، همواره کسانی که خویشاوند ما محسوب می شوند، از آنچه عملا آنها را خویشاوند تلقی می کنیم، بیشتر بود چراکه هر فرد دارای پدر و مادر و پدر و مادر نیز خود دارای پدر و مادر و آنها هم به همین ترتیب و از آنجا که در هر رده از ایشان چندین فرزند و نوه و نبیره وجود داشته است، عملا تعداد خویشاوندان فرد که به احتمال قوی آنها را نمی شناسد، سر به هزاران می زند؛ احتمالا خطاب کردن هم ایلی ها یا هم ولایتی ها به عنوان عمو، دایی، خاله زاده یا غیر آن هم به همین دلیل در مناطق روستایی و عشایری انجام می شده است.

در جامعه سنتی به دلیل ارتباط های اندک و شبکه های کوچک اجتماعی یا ملاحظات اجتماعی و در نظر گرفتن مصالح اجتماعی، ازدواج خویشاوندی بسیار رایج بوده است. این ازدواج را ازدواج تنظیم شده می نامند و در آن، میزان آشنایی زوج از همدیگر به قدر آشنایی والدین است و عجب اینجاست که به دلیل اشتراک در سنت ها، دختر و پسر در اغلب مواقع برای هم مناسب بودند و سازگاری کافی با هم داشتند زیرا سنت ها همه چیز را پیش بینی کرده و وظایف هر یک در قبال دیگری مشخص بود. آنها به واسطه اشتراک در سنت ها، پیش از آشنایی رو در رو و فیزیکی، عاطفی و اجتماعی، آشنایی فرهنگی داشتند.

این شکل از ازدواج به دلیل گسترش مناسبات اجتماعی، جدا شدن از مکان و موقعیت جغرافیایی و مهاجرت به مناطق دوردست، تنوع یافتن سلایق و علاقه مندی ها و گرایش های فکری و عقیدتی کم کم در جوامع مدرن کاهش یافت تا آنجا که یکی از مختصات روندهای تحول در ازدواج را کاهش ازدواج های خویشاوندی دانسته اند (گیدنز، جامعه شناسی). بازگشت جامعه به ازدواج خویشاوندی را باید به صورت زیر و با در نظر گرفتن چند نکته تحلیل کرد:

● بازگشت به شیوه کهن

این گرایش (اگر بر اساس آمارگیری دقیق از جمعیت ازدواج کرده جامعه تایید شود)، باید به معنی بازگشت موقتی به یک شیوه کهن تلقی شود و نه یک بازگشت و از سرگیری دائمی.

● کاهش سرمایه

مهم ترین دلیل این بازگشت، کاهش سرمایه اجتماعی عام و خاص و به همین سیاق کاهش سطح اعتماد اجتماعی است. در توضیح باید گفت مهم ترین دلایل تاخیر ازدواج یا افزایش سن ازدواج، ناتوانی افراد در اعتماد به کسانی است که در دایره انتخاب و همسرگزینی قرار می گیرند. کاهش سرمایه اجتماعی می تواند به علت های مختلفی اتفاق افتاده باشد. از جمله این علت ها می توان به کم اعتبار شدن سازمان ها و نهادهای رسمی یا بدقولی و بی قاعدگی مناسبات بین این سازمان ها و مردم اشاره کرد بنابراین انتخاب همسر از بین نزدیکان و خویشاوندان به دلیل اعتماد بیشتر افراد به آنهاست.

● جلب حمایت

دلیل دیگر، امکان جلب حمایت اجتماعی خویشاوندان است و خویشاوندان معمولا در شرایط بحرانی خصوصا بحران های اجتماعی و اقتصادی، به نقش و کارکرد سنتی و تاریخی خود برمی گردند. خانواده و خویشاوندان، براساس دیدگاه جامعه شناس شهیر، «دورکیم»، آخرین تکیه گاه افراد و خانواده ها محسوب می شوند.

تا هنگامی که سازمان های حمایتی از جمله سازمان های اقتصادی حامی خانواده، بهزیستی، سازمان های مشاوره ای و بهداشتی و... تقویت نشوند و فردی که در سن ازدواج است، نتواند به آنها اعتماد کند، خویشاوندان مهم ترین تکیه گاه خواهند ماند. شاید این سوال پیش آید که ازدواج خویشاوندی چه مشکلاتی می تواند در پی داشته باشد؟ در این زمینه باید گفت مهم ترین پیامدهای ازدواج خویشاوندی، افزایش احتمال بروز نارسایی های ژنتیکی و گسترش قوم و خویش گرایی است که از جمله مهم ترین موانع توسعه اجتماعی و سیاسی است.

 
 
   |    نوشته شده توسط امید علی احمدی
 
 
 
زیر پوست اعتیاد
حلقه جرم و اعتیاد چگونه شکل می گیرد؟
هفته نامه سلامت ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
زیر پوست اعتیاد

● از تأثیر خانواده بر گرایش به اعتیاد تا پیامدهای خانوادگی این معضل خانمانسوز

رابطه اعتیاد و خانواده

دکتر امید علی احمدی

جامعه شناس خانواده

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

به دو شیوه می توان درباره رابطه اعتیاد و خانواده بحث کرد؛ یکی تاثیر خانواده بر گرایش به اعتیاد و دیگری پیامدهای خانوادگی اعتیاد. درباره مورد اول یعنی عوامل خانوادگی گرایش به اعتیاد لازم است به چند نکته اشاره کنیم:

● خانواده می تواند علت یا عامل اصلی گرایش به اعتیاد باشد

این مساله در وضعیتی است که شرایط برای اعتیاد اعضای خانواده مهیا باشد. به علت اعتیاد یک یا هر دو والدین یا عضوی از اعضای خانواده یا خویشاوندان ممکن است فرد در شرایط آموختن و عمل به مصرف موادمخدر قرار گیرد.

● خانواده ممکن است زمینه ساز گرایش به مصرف موادمخدر باشد

در این حالت ما با خانواده ای مواجه هستیم که آگاهانه یا غالبا ناآگاهانه، شرایط را برای اعتیاد فراهم می کند. در این مورد لازم است به چند وضعیت اشاره کنیم:

فقر و وضعیت بد رفاهی: خانواده ممکن است به دلیل فقر یا وضعیت بد رفاهی زمینه مواجهه و زیست در محیط ناسالم را ایجاد کند که در آن احتمال گرایش به اعتیاد افزایش می یابد. بدمسکنی و زندگی در محله های ناسالم از این گونه اند.

شرایط تربیتی: خانواده ممکن است از لحاظ تربیتی شرایط را برای سوءمصرف افراد فراهم کند. خانواده هایی که بچه ها در آنها وابستگی شدید دارند و مهارت های اجتماعی لازم برای زندگی اجتماعی را کسب نمی کنند در معرض خطر اعتیاد قرار می گیرند و به طریق دیگر ممکن است خانواده کشش عاطفی لازم را برای فرد ایجاد نکند و فرد در گریز از خانواده به دامان معتادان کشانده شود.

احساس بیهودگی: خانواده ممکن است از لحاظ شرایط تربیتی، اعتقادی و فلسفه زندگی شوق کافی برای زندگی و تلاش برای معیشت را به کودک نداده باشد. در این صورت کودک در جوانی قادر به ساخت و بازسازی فلسفه زندگی نخواهد بود. احساس بیهودگی یا ناتوانی در تحمل رنج های زندگی، ممکن است فرد را به سوی اعتیاد بکشاند.

روابط سرد: تنک مایگی مناسبت های خانوادگی و خویشاوندی، روابط والد فرزندی، روابط زناشویی، برادر خواهری و... ممکن است احساس بی پناهی، عدم حمایت و افزون بر آن عدم کفایت کنترل و نظارت خانوادگی را در پی داشته و زمینه ساز اعتیاد شود.

● خانواده می تواند به صورت غیرمستقیم در گرایش به اعتیاد موثر باشد

درباره این مطلب می توانیم به نمونه های زیر اشاره کنیم:

دوری از خانواده: افرادی که به دلیل ضرورت های اقتصادی و مانند آن، ممکن است در نقطه ای دور از خانواده زندگی کنند (به چنین خانواده هایی خانواده های دورزی گفته می شود) ممکن است در صورت مساعد بودن سایر زمینه های ذهنی و عینی به اعتیاد روی آورند.

خانواده های از هم گسیخته: افراد و خصوصا مردان طلاق گرفته، مستعد گرایش به اعتیادند اگر نتوانند مناسبت های اجتماعی و عاطفی خود را بازسازی کنند.

● فقر، آسیب زننده تر از اعتیاد

اگر بخواهیم درباره پیامدهای اعتیاد بر خانواده صحبت کنیم می توان به مواردی چند اشاره کرد. ابتدا به نتیجه تحقیقی اشاره می کنم که چند سال پیش در یکی از شهرهای آلوده به اعتیاد انجام داده ام.

برای بررسی آثار اعتیاد بر خانواده ۲ گروه ۲۵۰ عضوی از خانواده هایی که حداقل ۵ سال از ازدواجشان گذشته، صاحب فرزند بوده و از هم پاشیده (طلاق گرفته) نبودند، انتخاب کردیم. به صورتی که گروه نخست دارای سرپرست معتاد و گروه دوم دارای سرپرست سالم بودند. با پرسشنامه ای که در آن حدود ۶۰ متغیر درباره شرایط خانواده و کارکردهای آن مورد پرسش قرار می گرفت، افراد نمونه را مورد بررسی قرار دادیم. پس از محاسبه های آماری مشخص شد خانواده های مورد بررسی تنها در چند زمینه باهم تفاوت جدی داشتند از جمله رضایت از زندگی همسران، روابط خویشاوندی و چند متغیر دیگر. علت آنکه تفاوت زیادی مشاهد نشد این بود که خانواده های انتخاب شده در هر دو گروه را خانواده های فقیر تشکیل می دادند. مهم ترین نتیجه ای که از این تحقیق به دست آمد این بود که فقر بر خانواده از اعتیاد تاثیرگذارتر است و در صورتی که خانواده ای در اثر اعتیاد عضو یا اعضای آن به فقر بیشتری دچار شود، اثر اعتیاد بیشتر و بیشتر خواهد شد. در خانواده های نسبتا متمول، ممکن است آثار اعتیاد از نظر تنوع کمتر باشد و با افزایش دوره اعتیاد و شدت نوع آن آثار مخرب و عمیق آن آشکار شود بنابراین نمی توان درباره اثر اعتیاد برکل خانواده ها به یک صورت سخن گفت. در پاسخ به این سوال باید پرسید در کدام خانواده ها تاثیر اعتیاد سهمگین تر است؟ باید گفت خانواده هایی که از وضعیت رفاهی و اقتصادی مناسبی برخوردار نیستند، خانواده در مراحل نخستین زندگی(بدو ازدواج یا در مرحله کودکی یا نوجوانی فرزندان) در شرایط خانواده زناشوهری که روابط اندکی با شبکه خویشاوندی دارند، خانواده هایی که مناسبت های اجتماعی زیادی ندارند مثل خانواده های مهاجر، خانواه هایی که به دلیل آسیب های دیگر در معرض فروپاشی هستند و همچنین خانواده هایی که توان گفت وگو بین اعضای آن ناچیز و تفاهم بین آنها کم است. اما در هر حال پیامد های احتمالی اعتیاد برای خانواده را می توان به صورت زیر برشمرد:

● تضعیف سطح رفاهی خانواده

تنزل میزان و کیفیت مناسبت های خانوادگی

تاثیر در شرایط فرهنگی و تربیتی خانواده و انتقال هنجارهای نامناسب به نسل جوان تر

کاهش سطح توانمندی خانواده در مواجهه با مسایل و مشکلاتی که خانواده ممکن است با آنها مواجه شود.

ایجاد و تداوم بی نظمی یا کاهش سطح نظارت های خانوادگی و تنزل سطح کارکردهای خانواده

تسری پذیری اعتیاد به آسیب های دیگرمهم ترین وظیفه خانواده برای حفاظت از اعضا در مقابل اعتیاد، ایجاد سد روانی، اجتماعی، رفاهی و دانشی است. هیچ خانواده ای نباید خود را در مقابل خطر اعتیاد نفودناپذیر بداند و لازم است دانش لازم برای پیشگیری از این آسیب جدی را به دست آورد.

 
 
   |    نوشته شده توسط امید علی احمدی
 
 
 
مرو با دیگری!


موضوع ویژه: خیانت به بهانه جنجال های پیرامون فیلم «من مادر هستم» و فیلم های دیگری که با موضوع خیانت به نمایش درآمدند












مرو با دیگری!











«چند فیلمی که با موضوع خیانت ساخته شده، با پرونده نمایش موقت به نمایش درآمده و فیلم هایی که خلاف اخلاق و عرف جامعه و خانواده باشد، در اکران عمومی جایی ندارد و چند فیلمی هم که با این موضوع ساخته شده اند، باید نمایش داده شوند تا بازخوردهای رسانه، کارشناسان و مخاطبان را ببینیم»...

«چند فیلمی که با موضوع خیانت ساخته شده، با پرونده نمایش موقت به نمایش درآمده و فیلم هایی که خلاف اخلاق و عرف جامعه و خانواده باشد، در اکران عمومی جایی ندارد و چند فیلمی هم که با این موضوع ساخته شده اند، باید نمایش داده شوند تا بازخوردهای رسانه، کارشناسان و مخاطبان را ببینیم».

این جمله ها گفته سیدعلیرضا سجادپور، مدیرکل اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد، در بهمن ماه سال گذشته است؛ زمانی که برخی عنوان کردند فیلم های بسیاری در جشنواره فجر نمایش داده شده اند که موضوعشان به نوعی با خیانت در ارتباط بوده است. «زندگی خصوصی»، «یه عاشقانه ساده»، «پنهان»، «یکی می خواد باهات حرف بزنه»، «پل چوبی»، «من همسرش هستم»، «زندگی خصوصی آقا و خانم میم»، «برف روی کاج ها» آن روزها در فهرست فیلم هایی با مضمون خیانت قرار گرفته بودند و البته کارگردان ها و تهیه کننده ها هرکدام موضوع خیانت را به عنوان موضوع اصلی فیلم رد می کردند. یک سال گذشت و فیلم های جشنواره قبل به نوبت و البته با ممیزی هایی روی پرده رفتند اما این بار پرسروصداترین فیلم، «من مادر هستم» بود و البته هست فیلمی که در صدر پرفروش ترین فیلم ها هم قرار گرفته است.

سروصداها تا آنجا پیش رفت که مخالفان، خواستار لغو اکران فیلم شدند و موافقان از مرگ سینما در صورت بروز این اتفاق گفتند. فریدون جیرانی و غلامرضا موسوی (کارگردان و تهیه کننده فیلم) هم متنی را برای رسانه ها فرستادند مبنی بر اینکه فیلم «من مادر هستم» نه درباره خیانت است، نه درباره زنا و نه نمایش فحشاست؛ فیلم «من مادر هستم» یک فیلم اخلاقی است که یک نوع سبک زندگی را به چالش می کشد.

اما اگر سروصدای مخالفان و موافقان را که هنوز بلند است به کناری بگذاریم، اگر اثبات یا رد اینکه فیلم ها درباره خیانت هستند یا نیستند را هم کنار بگذاریم؛ اگر آمار فروش «من مادر هستم» را هم کنار بگذاریم و قضاوت را هم به عهده شما بگذاریم و روی موضوع «خیانت» تمرکز کنیم، چه می بینیم؟ چه چیزی باعث می شود این کلمه و این موضوع تا این حد حساسیت برانگیز باشد و نه تنها در فرهنگ ایرانی ما، که در کهنه ترین فرهنگ ها و ادبیات درباره آن داستان ها نوشته؛ خوانده و اجرا شده، باشد؟ چه چیزی باعث می?شود هنوز بعد از قرن ها نمایشنامه اتللوی شکسپیر که به قرن ۱۷ میلادی برمی گردد، خوانده، اجرا و دیده می شود؟ اصلا خیانت چیست؟ با زندگی ما چه می کند؟ ریشه های خیانت کجاست؟ آیا نباید آن را به تصویر کشید؟ نباید درباره آن حرف زد؟ آیا در جامعه ما خیانت وجود ندارد و نباید از آن گفت یا وجود دارد و باید گفت؟ اما چگونه؟... و البته سوال های بسیاری که سعی شده در «موضوع ویژه» این هفته به آنها پرداخته شود. در تهیه «موضوع ویژه» این هفته ندا احمدلو و بهروز میرزایی با ما همکاری داشته اند.

● مکثی بر عوامل خیانت زناشویی

خیانت ۴ ریشه دارد

دکتر امید علی احمدی

جامعه شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی

برای بحث در باره خیانت لازم است ابتدا آن را تعریف کنیم و بعد ضمن برشمردن انواع، به دسته بندی و تشریح علل و عوامل اجتماعی آن بپردازیم:

خیانت زناشویی را می توان به سادگی نقض پیمان یا مفاد پیمان زناشویی دانست. این نقض?کردن می تواند عمدی یا غیرعمدی باشد. فرد ممکن است با دانستن و آگاهی از ضروریات حقوقی و عرفی ازدواج یا بدون علم به آنها خیانت کند، اما خیانت می تواند مستقیم و با انجام عملی که معنای آن خیانت است یا به واسطه عملی که در ادامه به خیانت منجر می شود، خیانت تلقی شود؛ مثلا داشتن رابطه جنسی با فردی غیر از همسر بدون اجازه وی یا قانون. اما در معنای وسیع، خیانت شامل هر نوع نقض در پیمان های زناشویی است. این پیمان به صورت ضمنی شامل پیمانی برای تشریک مساعی در زمینه جنسی، عاطفی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی، روانی و حتی فرهنگی است، بنابراین هرگونه کوتاهی عامدانه یا سهوی در انجام این وظایف می تواند خیانت تلقی شود. مثلا کوتاهی مرد در تامین معاش فرزندان بدون عذر موجه یا بی توجهی به علایق و عواطف همسر نوعی خیانت است، اما در معنای کاملا بسته و خاص، خیانت به معنی نادیده گرفتن پیمان برقراری رابطه زناشویی با یک نفر است، مگر با اجازه زن اول یا قانون. بهتر است ابتدا عوامل این کار را به عوامل ذهنی و عوامل عینی تقسیم کنیم. عوامل ذهنی از جنس نگرش ها و اعتقادها هستند و عوامل عینی از جنس ساختارها. طبقه بندی لازم دیگر، توجه به تفاوت عوامل کلان و عوامل خرد است. عوامل کلان عواملی هستند که در کلیت جامعه تولید می شوند و از بیرون بر فرد و جامعه اثر می گذارند و دست هیچ فردی در آن به تنهایی دخیل نیست اما عوامل خرد، عواملی هستند در سطح افراد و وضع نگرشی یا واقعی زندگی فرد، به وجود آورنده آن است.

با توجه به این دو طبقه بندی، حال می توان گفت عوامل خیانت زناشویی ۴ دسته اند:

الف. عوامل کلان و ذهنی

ب. عوامل کلان و عینی

پ. عوامل خرد و ذهنی

ت. عوامل خرد و عینی

در باره هر کدام می توان توضیح کوتاهی داد:

▪ عوامل کلان و ذهنی

منظور از این عوامل، نگرش هایی هستند که در کل جامعه در طول زمانی قابل توجه پدید می آیند. مثلا وقتی گروهی از مردم با تغییر در نگرش های مذهبی خود، اهداف زندگی را به جای آسمان در زمین جستجو می کنند، دنیاگرایی به عنوان نگرشی کلان در کلیت یک جامعه توسعه می یابد. این نگرش، زمینه توجه به لذت های این جهانی را فراهم می کند و از آنجا که لذت جنسی از جمله قوی ترین نیازهای بشر است، فرد به دنبال بیشینه کردن لذت های خود در این جهان است و در این راه هیچ سدی در مقابل خود نمی بیند، مگر آنکه به وسیله عقل و خرد جمعی خود را از این موضوع دور نگه دارد. از جمله سایر عوامل کلان ذهنی، میزان کارآمدی نگرش ها و ارزش های خانوادگی برای تامین نیازهای انسان و سرعت تغییر در نگرش های اجتماعی در یک جامعه است. توضیح اینکه اگر امروزه نوعی بحران در ازدواج جوانان به چشم می خورد، شاید بتوان به نوعی آن را به معنی ناکارآمدی برخی قواعد و هنجارهای حاکم بر نهاد ازدواج دانست و بخشی از خیانت ها را به طور غیرمستقیم ناشی از این عامل تلقی کرد.

▪ عوامل کلان و عینی

عوامل عینی خارج از وجود انسان قرار دارند و کلان بودن آنها به این معنی است که برای یک فرد یا از حیث فرد بررسی نمی شوند و حیطه آنها کل جامعه است. از جمله عوامل کلان عینی برای ایجاد و گسترش خیانت، می توان به ضعف ساختارهای فراغتی یا ضعف ساختارهای اقتصادی اشاره کرد. شاید تعجب آور باشد، اما ضعف نهادهای فراغتی باعث می شود فرد ساعت های فراغت خود را به شناخته شده ترین و سرکش ترین نیازها بسپارد. وقتی به دلیل ضعف نهاد اوقات فراغت، فرد نتواند از خردسالی برای ساعت های فراغت خود برنامه ریزی کند، لاجرم در بزرگسالی خود را صرف امور جنسی می کند. اوقات فراغت باید بتواند به شیوه ای جامعه پسند هیجانات فرد را تخلیه یا او را برای داشتن اوقاتی لذتبخش راهنمایی کند. در جامعه ای که در آن اوقات فراغت نمی تواند نیازهای فراغتی را پاسخ دهد و در برخی موارد یک گفتمان را تغذیه فرهنگی می کند، گاهی با گرسنه نگه داشتن سایر افراد غیرهمراه، برخی افراد راه دیگری را تا حدودی برای رفتارهای خودانگیخته و ارتجالی باز می کنند. اینجاست که فرد ممکن است به هر لذتی، حتی اگر برخلاف عرف و اعتقاداتش باشد، برای گذران وقت و داشتن هیجان و اوقاتی که فشارهای اجتماعی در آن همه کاره نباشند، تن دهد.

شرایط اقتصادی نامطلوب نیز بر خیانت های زناشویی موثر است. در جامعه ای که افراد با انجام وظایف شغلی نمی توانند به سطح مناسبی از رفاه برسند، لاجرم «الاهم فی الاهم» می کنند و مهم ترین نیازها را مقدم می شمارند. در این صورت شاید نیازهای فراغتی، رفاهی و تفریح ها به فراموشی سپرده شود و جایگزین همه این نیازهای تفریحی و ناکامی ها، تمتع جنسی از طریق روابط نامشروع تلقی شود.

از سایر عوامل رشد خیانت های زناشویی می توان رشد شهرنشینی، رشد مصرف رسانه های گروهی، گسترش فضای مجازی، کمبود فرصت های ازدواج و رشد ناکافی فضاهای عمومی و... را نام برد.

▪ عوامل خرد و ذهنی

سومین گروه عوامل، عواملی هستند که عمدتا فردی و با جنس اعتقادی مشاهده می شوند. اگر به ذهن افرادی که مرتکب خیانت های زناشویی می شوند، رجوع کنیم، می توانیم نگرش هایی را پیدا کنیم که با افراد معمول، متفاوت است؛ به طور مثال هدف از زندگی، میزان گرایش دینی، میزان تقید های خانوادگی، میزان رشد اخلاقی، میزان رضایت جنسی در زندگی زناشویی، میزان رضایت از زندگی، احساس محرومیت و محرومیت نسبی و یادگیری های اجتماعی خیانتکاران و افراد دیگر متفاوت است.

▪ عوامل خرد و عینی

از جمله عوامل خرد و عینی، می توان به میزان روابط اجتماعی و کیفیت روابط زناشویی، میزان کنترل اجتماعی، تجربه خیانت در دوران کودکی، برخورد با خیانت، میزان رفاه و رفاه زدگی وعوامل دیگر اشاره کرد. رفاه ممکن است خود به دو طریق در گرایش به خیانت موثر باشد. افراد غیرمرفه، عمدتا مجال خیانت های جنسی نمی یابند حتی اگر زمینه های ذهنی شان آماده باشد، اما افراد مرفه به دلیل داشتن امکان و فرصت های مختلف، مستعد انجام خیانت های زناشویی اند خصوصا اگر برای شرایط رفاه آموزش ندیده باشند و ندانند که از این امکانِ پدیدآمده چگونه باید استفاده کنند. عوامل ایجاد و گسترش خیانت های زناشویی به اندازه ای زیاد و متنوع هستند که بلافاصله می توان چند نتیجه مهم گرفت:

الف. هیچ خیانت زناشویی ای را نمی توان یافت که فقط به یکی از دلایل و عوامل ذکرشده

رخ داده باشد.

ب. خیانت زناشویی بسیار پیچیده است و نباید آن را ساده سازی کرد.

پ. حتی دو مورد خیانت زناشویی نمی توان پیدا کرد که کاملا به دلایلی مشابه پدید آمده باشند.

ت. خیانت و زمینه های آن در یک لحظه از زندگی خانوادگی روی نمی دهد. ممکن است مراحل و زمینه های آن در کل زندگی فرد یا کل مدت زندگی زناشویی او به تدریج به وجود آمده باشد.

ث. گناه گسترش خیانت های زناشویی را نباید فقط به گردن رسانه ها و ماهواره ها یا هر عامل دیگری انداخت.ج. برای حفظ حرمت و قداست خانواده، باید به نقد کلیه مداخله هایی پرداخت که سازمان های گوناگون طی سالیان گذشته به صورت های مختلف در خانواده داشته اند.

 
 
   |    نوشته شده توسط امید علی احمدی
 
 
 
ما می رویم چون دلمان جای دیگر است


در دنیای پرخطر و خاطره امروز، مهاجرت گاه بسیار تلخ تر و سخت تر از خداحافظی کردن و چمدان به دست گرفتن و رفتن است. کافی است نگاهی به خبرها بیندازیم تا ببینیم آدمی چگونه بر دریای پر از موج می زند تا از جایی که ایستاده است، بکند و به جایی برود که می خواهد باشد. «مهاجرت» گاه واژه شیرینی نیست، تلخ است چون «جدایی» که می تواند دهان زندگی آدمی را پر کند از خاک!












ما می رویم چون دلمان جای دیگر است











در دنیای پرخطر و خاطره امروز، مهاجرت گاه بسیار تلخ تر و سخت تر از خداحافظی کردن و چمدان به دست گرفتن و رفتن است. کافی است نگاهی به خبرها بیندازیم تا ببینیم آدمی چگونه بر دریای پر از موج می زند تا از جایی که ایستاده است، بکند و به جایی برود که می خواهد باشد. «مهاجرت» گاه واژه شیرینی نیست، تلخ است چون «جدایی» که می تواند دهان زندگی آدمی را پر کند از خاک!

در «موضوع ویژه» این هفته و در آستانه روز جهانی مهاجرت، نگاهی به این مقوله و آثارش بر گروه های سنی مختلف انداخته ایم.

● دکتر امید علی احمدی

جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی

۸ عارضه مهاجرت

مهاجرت همواره ایجاد کننده میزانی از ناسازگاری است. هرچه تفاوت پایگاه اجتماعی و عناصر فرهنگی فرد در جامعه مبدا با جامعه مقصد بیشتر باشد، ناسازگاری بیشتر خواهدبود. این ناسازگاری ایجاد کننده ضرورت جامعه پذیری مجدد است. فرد باید الگوهای رفتار و کنش را در جامعه مقصد بیاموزد و تا آنجا که می تواند آنها را ملکه ذهن خود کند. هرچه فرد در جامعه مبدا بیشتر شکل گرفته باشد، سازگاری وی در جامعه مقصد دشوارتر خواهد بود. این نوشته، نگاهی می اندازد به برخی از آثار اجتماعی مهاجرت:

حاشیه ای شدن: مهاجران معمولا در جامعه مقصد کاملا جذب نمی شوند. این موضوع حتی بین مهاجرانی که چند دهه از مهاجرتشان می گذرد، کاملا مشهود است. این پدیده را که فرد نمی تواند مانند افراد عضو جامعه در متن زندگی اجتماعی ساکنان قدیمی تر پذیرفته شود و به طور نسبی پس رانده می شود، «حاشیه ای شدن» می نامند.

حاشیه نشینی مضاعف: وقتی فرد به دلایل گوناگون خود را در جامعه حاشیه ای تلقی می کند و فکر می کند نمی تواند با هنجار ها یا گفتمان حاکم در جامعه بسازد و به این دلیل مهاجرت می کند، در جامعه مقصد نیز ممکن است با همین احساس مواجه شود. این پدیده را دکتر عبدالمعبود انصاری در کتابی که درباره ایرانیان مهاجر نوشته است؛ «حاشیه نشینی مضاعف» نامیده است.

حسرت فضاهای از دست رفته: هریک از ما در دوران کودکی و رشد، محیط های متنوع و در عین حال مشابه را به لحاظ خصایص اساسی فرهنگ تجربه می کنیم. تصور ما از طبیعت، جامعه و فرهنگ به صورتی که با مردممان نسبتا مشترک است، شکل می گیرد و تعریف ما از درست و نادرست، زشت و زیبا از همین فضا متاثر است. مهاجر با از دست دادن فضاهای آشنا، دچار حسرت فضاهای گمشده می شود. احساس نوستالژیک مهاجران معمولا از این فرایند متاثر است.

از دست دادن سرمایه اجتماعی: مهاجر حداقل برای مدتی سرمایه اجتماعی خود را از دست می دهد. یعنی با از دست دادن آشنایان خود، اعتماد اجتماعی خود را به افراد جامعه از دست می دهد. این ازدست رفتن سرمایه اجتماعی، سازوکار زندگی را به خصوص در شهرهای پرجمعیت، شلوغ و مهاجرپذیر، با دشواری مواجه می کند. سرمایه اجتماعی در جامعه ای که اعتماد چندانی به سازمان های اجتماعی آن وجود ندارد یا سازمان های حمایتی در آن به قدر کافی نیستند، ممکن است به دشواری مهاجرت بیفزاید.

تغییر شدید پایگاه اجتماعی: عده اندکی از مهاجران می توانند پایگاه اجتماعی خود را در جامعه مبدا، در جامعه مقصد هم حفظ کنند و مهاجرت معمولا افت پایگاه یا تنزل موقعیت اجتماعی را به دنبال دارد. گاهی تا مشخص شدن و جاافتادن فرد در جامعه مقصد چند سال یا حتی چند دهه زمان نیاز است. تنزل پایگاه اجتماعی نظم پیش تعریف شده زندگی فردی را دچار اختلال و تحمل شرایط جدید را دشوار می کند.

محدودیت در مناسبات اجتماعی و تغییر شبکه اجتماعی: یکی دیگر از پیامد های مهاجرت، ازدست رفتن حلقه های مناسبات اجتماعی با دوستان، خویشان و آشنایان است. این وضعیت در آغاز برای فرد مهاجر آسان به نظر می رسد اما رفته رفته به مشکلی جدی در زندگی تبدیل و فرد با احساس دائمی تنهایی، دست به گریبان می شود. امروزه با گسترش وسایل ارتباطی شاید این احساس تنهایی کاهش یافته باشد اما همچنان به قول سعدی «فرق است میان آنکه یارش در بر با آنکه دو چشم انتظارش بر در.»

تبدیل شدن فرد به عضو گروه اقلیت: از دیگر نتایج مهاجرت آن است که فرد برای اعضای جامعه مقصد همواره به عنوان یک دیگری باقی می ماند بنابراین اعضای گروه اقلیت همواره در جستجوی هم زبان هستند و این خود فرایند جذب را در جامعه مقصد با دشواری مواجه می کند. زیر ذره بین بودن رفتار گروه اقلیت، همواره باعث احتیاط بیشتر و احساس نداشتن آزادی در مهاجر می شود. به همین دلیل اغلب رفتار مهاجران از دیگر اعضای خود جامعه پسندیده تر است. هنگامی که گروه اقلیت به صفتی شناخته شده باشد، برچسب خوردن باعث محدودیت بیشتر گروه اقلیت مهاجر می شود.

بر هم خوردن زندگی خانوادگی: تجربه نشان داده است که مهاجران در جامعه مقصد به دلیل برخورد با نظم و ترتیب، هنجارها و قوانین متفاوت با جامعه مبدا و ناتوانی در سازگاری با شرایط جدید، با ناملایمات مختلفی در زندگی خانوادگی مواجه می شوند و سامان زندگی خانوادگی را حداقل برای مدتی از دست می دهند. هر چه تفاوت ۲ جامعه بیشتر باشد، تاثیر مهاجرت بر زندگی خانوادگی عمیق تر است. در مطالعه ای که بین ایرانیان مهاجر به کشور سوئد در آغاز دهه ۷۰ انجام داد، به این نتیجه رسید که بیش از ۷۰ درصد ایرانیان مهاجر متاهل، پس از مهاجرت طلاق گرفته اند. وی از این مهاجرت با عنوان مهاجرت در تونل زمان یاد کرده بود.

می توان این فهرست آثار اجتماعی مهاجرت را طولانی تر کرد اما باید دانست اگر به متغیرهایی مثل میزان تفاوت اجتماعی فرهنگی بین جامعه مبدا و مقصد، پایگاه و وضع اقتصادی فرد مهاجر، مشخص یا نامشخص بودن شغل و چگونگی سکونت، میزان حمایت سازمان های حمایتی از مهاجران، قوانین مهاجرت در کشور مقصد، نوع مهاجرت و مانند آن توجه کنیم، همه این موارد نسبی هستند.











سیما روشن




روزنامه سلامت ( www.salamat.ir )
 
 
   |    نوشته شده توسط امید علی احمدی
 
 
 
ارادايم هاي غالب در جامعه شناسي ايران


نويسنده:اميد علي احمدي و گزل کتوکی

علوم اجتماعي ،شماره پياپي 57، ،سال شانزدهم،، شماره در سال 9، آذر، 1391، صفحه 14-24
کلید واژه ها : پارادايم ‏هاي جامعه‏ شناسي,مقالات جامعه‏ شناسي ايران,حوزه‌هاي جامعه‏ شناسي ايران,جامعه‏ شناسي علم
نوع مطلب: مقاله
در مقاله حاضر، تلاش شده است به اين سؤال پاسخ داده شود كه پاراديم غالب در جامعه‏ شناسي ايران كدام است؟ اين مطالعه، ضمن معرفي زمينه‌هاي پيدايش جامعه‏ شناسي در ايران، با استناد به ارزيابي محققان اين رشته در خصوص وضعيت تحقيقات اجتماعي در ايران، مباحث مفهومي خود را با زمينه‌هاي تجربي پيوند مي‌زند. براي پاسخ به سؤال تحقيق، از آنجا كه در حوزه‏ ي فعاليت‌هاي علمي-تخصصي، بهترين راه و معمول‌ترين ابزار براي انتقال اطلاعات نو، مجلات و نشريات علمي هستند، لذا جامعه‏ ي آماري تحقيق را مقالات مجلات تخصصي جامعه‏ شناسي تشكيل مي‌دهد. از نظر روشي، تحقيق حاضر با روش تحليل محتوا (content analysis) انجام پذيرفته و واحد تحليل آن مقاله بوده است. اطلاعات مورد نياز با استفاده از پرسشنامه (inverst qustionair) معكوس جمع‏ آوري و تحليل شده است. نتايج تحقيق نشان داده است كه تأكيد بيشتري بر پارادايم واقعيت‏ گرايي و نظريه‏ هاي تجربه‏ گرا و در كنار آن نظريه‌هاي ماركسيستي وجود داشته است. عمده مفاهيم بكار رفته مزبور به همين نظريه‌ها و مكاتب بوده است. مقالات از حيث روشي عمدتاً متكي به روش‌هاي تجربه‏ گرا مانند پيمايش بوده‌اند. پس از اين روش، روش‌هاي اسنادي مهم‌ترين روش در تحقيق‌هاي مبناي مقالات مجلات مورد بررسي بوده است.
 
 
   |    نوشته شده توسط امید علی احمدی
 
 
 
گفتمانهای جایگزین در علوم اجتماعی آسیا

نویسنده مطلب: امید علی احمدی
شنبه 2 دی 1391 ساعت 14:49
نام منبع: کتاب ماه علوم اجتماعی

سید فریدالعطاس
محمود عبدالله زاده
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 1391


شماره مطلب: 977
گفتمانهای جایگزین در علوم اجتماعی آسیا

فرید العطاس به دنبال پدر (سید حسین العطاس) و عموی خود (سید نقیب العطاس)در حوزه ی نقد گفتمانهای علوم اجتماعی سالهای زیادی فعالیت کرده و در سطح آسیا از جمله مشهورترین دانشمندان علوم اجتماعی محسوب میشود. این شهرت را وی مدیون آشنایی کم و بیش عمیق با جریانهای عمده ی فکری در کشورهای مختلف آسیا از جمله هند، ژاپن، چین، مالزی، سنگاپور، فلیپین و ایران است. کتاب گفتمانهای جایگزین در علوم اجتماعی آسیا میتواند تصویری از ماحصل فعالیتهای انتقادی دانشمندان علوم اجتماعی در آسیا در جهت هویت یابی علمی و بومیسازی علوم اجتماعی تلقی کرد.

از عمده ترین ویژگیهای، مباحث مهم و برجسته ی کتاب، میتوان از اشاره به تاریخ رشد اندیشه و در این راه تأسیس

دانشگاهها در قرن بیستم و نفوذ دانش کشورهای مختلف و به تبع آن پیدایش صاحبنظران منتقد در علوم اجتماعی در کشورهای مختلف آسیا، تشخیص مساله ی ناکارآمدی علوم اجتماعی غرب در فهم و تبیین مسائل اجتماعی در آسیا،

شروع مباحث انتقادی با موضوع نقد اروپا محوری، و مسائل آسیب شناختی علوم اجتماعی در آسیا نام برد؛ به عنوان نمونه به موارد زیر اشاره نموده است:

1. وجود گرایش اروپامحور که در آن اندیشه ی هدف الگوها، ًگزینش مسأله، روشها، فنون و حتی اولویتهای پژوهشی منحصرا

از آثار آمریکایی، بریتانیایی و تا حدی فرانسوی و آلمانی نشات میگیرند.

2. نادیده گرفتن کلی مکاتب ادبی و فلسفی محلی.

3. فقدان خالقیت دانشمندان علوم اجتماعی بیرون از حوزه ی اروپایی.

4. تقلید شامل پذیرش کورکورانه یا تقلید از الگوهای علوم اجتماعی غربی.

برای دریافت متن کامل مقاله به قسمت ضمائم پایین صفحه مراجعه فرمایید

 



________________________
کلمات کلیدی:
علوم اجتماعی در آسیا - فرید العطاس - علوم اجتماعی بومی - -
 
 
   |    نوشته شده توسط امید علی احمدی
 
 
 

نمایش جزئیات خبر / زمان مخابره خبر :9/10/1391      17:45:0      تعداد بازديد كنندگان خبر:577


سارا جمال‌آبادي/تأملاتي درباره فرهنگ عذرخواهي
معذرت، مردم و مسؤولان


چرا وزير استعفا نمي‌دهد؟ چرا عذرخواهي نمي‌کند؟ و «چرا»هايي از اين قبيل را در اين يکي دو هفته اخير که خبر هولناک آتش‌سوزي در دبستان دخترانه‌اي در پيرانشهر منتشر شد، زياد شنيده‌ايد و شنيده‌ايم. قصه اما قصه ديروز و امروز نيست...

 قصه حتي قصه اينجا و آنجا هم نيست. اين اتفاق ممکن است در هر جاي ديگري از دنيا هم رخ دهد؛ کمااينکه در آن سوي دنيا، در آمريکا هم يک جوان ?? ساله با اسلحه‌اي وارد يک مدرسه شد و ?? نفر را بيرحمانه کشت.

سؤال «سلامت» اما اين است که آيا مقام يا مقام‌هاي مسؤول در چنين مواقعي نبايد از مردم عذرخواهي کنند؟ عذرخواهي کردن يا عذرخواهي نکردن مقام مسؤول در چنين مواقعي چه آثار و تبعاتي در جامعه دارد؟ در «موضوع ويژه» اين هفته دنبال پاسخي براي اين پرسش‌ها و پرسش‌هايي از اين دست مي‌گرديم و نظر کارشناسان و اساتيد دانشگاه‌هاي کشور را در همين رابطه پرسيده‌ايم. واقعيت اين است که درد صورت‌هاي سوخته، جان‌هاي پاره‌پاره، جسدهاي کبود و خانه‌هاي ويران را در اينجا و آنجا همه مي‌توانند تصور کنند اما دردي را که در دل‌هاست، هرکسي نمي‌تواند... دردي که عميق است و به روزها و ماه‌ها و سال‌ها پاک نمي‌شود... دردي که درمان ندارد حتي به گذر روزگار اما به همدردي، به آغوش کشيدن، به گفتن اينکه مي‌دانيم درد بزرگي است، احتياج دارند... احتياج دارند تا کسي بگويد اشتباه کجا بوده، چرا چنين اتفاقي افتاده. احتياج دارند تا کسي به آنها بگويد دردشان را مي‌فهمد و سهم خودش را از اين درد مي‌داند و مي‌گويد که «متاسف است» و «کاري مي‌کند». ما نياز داريم براي دردهايمان به «عذرخواهي» و براي اشتباهمان به «درخواست بخشش» تا جان ديگران آرام گيرد، تا جان خودمان آرام گيرد.

در «موضوع ويژه» اين هفته نگاهي انداخته‌ايم به موضوع «عذرخواهي» که انگار سهل و ممتنع است و در تهيه آن ندا احمدلو، بهروز ميرزايي و سميرا امين همکاري داشته‌اند.

چرا برخي از مسوولان هرگز عذرخواهي نمي?کنند؟

خطر جدا شدن عرصه زندگي مردم و مسوولان


دکتر اميد علي احمدي

جامعه‌شناس و عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي

نزديک‌ترين مفهوم در جامعه‌شناسي که مي‌تواند ابعاد گوناگون عذرخواهي مسوولان در برابر مردم را توضيح دهد، مفهوم تعهد اجتماعي است. تعهد اجتماعي را مي‌توان نوعي مسووليت فرد يا سازمان‌هاي اجتماعي در برابر و به ازاي سپردن يک نقش يا وظيفه اجتماعي تلقي کرد. گاه اين تعهد الزامي و غيراختياري‌ و گاه اختياري است. تعهدهاي الزامي، با پيامدهاي خود ارزيابي نمي‌شوند ولي تعهدهايي که الزامي نيستند، با پيامدهاي خود ارزيابي مي‌شوند.

تعهدات اجتماعي را مي‌توان با توجه به 4 بخش عمده جامعه به 4 نوع تقسيم کرد:

الف. تعهد به کنترل منابع اقتصادي

ب. تعهد به اهداف اجتماعي

ج. تعهد به اجتماع

د. تعهد به ارزش‌هاي فرهنگي(رجوع کنيد به جامعه‌شناسي نظم، نوشته دکتر مسعود چلبي)

اگر بخواهيم به موضوع عذرخواهي مسوولان نگاهي بيندازيم، لازم است از 3 زاويه به آن نگاه کنيم:

اول اينکه تعهدات اجتماعي مسوولان در جامعه ما از نوع اجباري و با ملزم نبودن به پاسخگويي است يا از نوع دوم يعني اختياري و با الزام پاسخگويي. براي پاسخ دادن به اين سوال بايد به نحوه گماردن و سپردن پست‌ها به مسوولان توجه کنيم. اصولا دو نوع گماردن نقش وجود دارد: يکي را کوشاورد مي‌گويند؛ يعني فرد با کوشش خود نقش را به‌دست مي‌آورد و ديگري نقش محول، يعني نقشي که به فرد بدون تمايل کامل او يا تلاش زيادش سپرده شده است. اگرچه پست‌هايي از آن دست که به موضوع عذرخواهي مسوولان مربوط مي‌شود تقريبا همگي از نوع کوشاورد بايد باشند، اما روال سپردن پست‌ها در ايران معمولا به‌گونه‌اي است که فرد با نوعي بي‌ميلي و با چند شرط زير بار مسووليت مي‌رود بنابراين به خودي خود از نوع نقش‌هاي کوشاورد خارج و به نقش‌هاي محول نزديک مي‌شود. اين نقش‌ها آن چنان که گفتم، به پاسخگويي نياز ندارند و طبعا در صورت انجام‌ندادن وظيفه، فرد خود را به عذرخواهي محکوم نمي‌داند چون مسووليت را از ابتدا نپذيرفته است.

زاويه دوم، نوع تعهد اجتماعي است و بايد بررسي شود آن نوع تعهدي که ما انتظار عذرخواهي از مسوولان در صورت محقق نشدن نتايج مطلوب داريم، از چه نوع تعهداتي است و چرا اين انتظار تحقق نمي‌يابد. در تعهد اقتصادي، فرد در صورت محقق نشدن نتايج اقتصادي مطلوب يا عدم کنترل روي منابع اقتصادي، بايد عذرخواهي کند. با يک بررسي حتي شتابزده در خاطرات و اخبار، متوجه مي‌شويم هيچ مسوولي در ايران به دليل از دست رفتن فرصت‌هاي اقتصادي از مردم عذرخواهي نمي‌کند؛ نمونه آنکه وقتي ريال تقريبا نيمي از ارزش خود را از دست داد، هيچ مسوولي در برابر فقير شدن گروهي بسيار از مردم يا از دست رفتن نيمي از ثروتشان عذرخواهي نکرد؛ صرف‌نظر از اينکه اين عذرخواهي از سوي مردم مالباخته‌ پذيرفته مي‌شد يا نمي‌شد.

نوع دوم تعهدات، تعهد به اهداف جمعي است. اهداف جمعي کدامند؟ کدام سازمان را مي‌شناسيد که اهداف خود را دائم براساس اهداف اجتماعي تنظيم و در قبال آن اهداف يا تحقق نيافتن آنها از مردم عذرخواهي كند؟ مثلا آموزش و پرورش و آموزش عالي هرگز در برابر دانش‌آموزان و دانشجوياني که فرصت زندگي اقتصادي حتي معمولي را به دليل نقص در برنامه‌ريزي از دست داده‌اند، عذرخواهي نکرده‌اند و مسووليت آن را نپذيرفته‌اند.

در سطح فردي و در زندگي شخصي و خانوادگي، در روابط دوستانه، در شراکت‌هاي کاري، در گروه‌هاي بازي و ساير تجمعات و گروه‌هايي که زندگي جمعي ما درون آنها انجام مي‌شود، هريک از ما کمتر كسي را سراغ داريم كه مسووليت خود را به راحتي در برابر اعضاي خانواده، هم‌بازي، همکار، شريک و... ‌پذيرفته و در صورت مقصر بودن در ايجاد مشکل در خانواده، شکست خوردن تيم، شکست خوردن در کار اقتصادي و... عذرخواهي کرده باشد.

اگرچه در ادبيات و فرهنگ ما عذرخواهي و مسووليت‌پذيري به‌عنوان يک ارزش مطرح بوده است، اما اين موضوع فقط در وجه ارزش باقي مانده و به هنجارهاي عملي در زندگي خانوادگي، سياسي، اقتصادي و آموزشي ما تبديل نشده است. به اين جهت ما نياموخته‌ايم کجا مي‌توانيم عذرخواهي کنيم و کجا بايد عذرخواهي کنيم.

زاويه سوم، زاويه همدلي است. همدلي به معني خود را جاي ديگري گذاشتن است. اين يک مهارت ذهني و فرهنگي است. هر فرد هنگام قضاوت درباره ديگران، لازم است خود را جاي آنها قرار دهد. اگر مسوولان مهارت همدلي داشتند و خود را جاي مردماني که متضرر شده‌اند، مي‌گذاشتند، به يقين از مردم عذرخواهي مي‌کردند. اين مهارت به تجربه و با برخورد عملي با مسايل عملي زندگي به دست مي‌آيد. جدا شدن عرصه زندگي مسوولان و مردم، يکي از مخاطراتي است که ممکن است فهم از مردم را کاهش دهد و ثمره آن نپذيرفتن مسووليت و تعهدي است که در آغاز با وجودي که بسياري از مسوولان آن را نمي‌پذيرند، به مردم سپرده‌اند.

آخرين باري که معذرت خواستم ...

حقيقت اين است که به تازگي از کسي عذرخواهي نکرده‌ام چون موردي پيش نيامده بود. اما احساس مي‌کنم بايد از گروهي از دانشجويانم عذرخواهي کنم؛ افرادي که بر اساس تجربه‌هاي قبلي‌ام فکر مي‌کردم کوشا و فعال نيستند و درس برايشان مهم نيست ولي با گذشت زمان به من ثابت شد که در مورد آنها اشتباه مي‌کردم.

چرا مسوولان بايد عذرخواهي کنند؟

عوارض خطاي آنها بيشتر است


 
 
   |    نوشته شده توسط امید علی احمدی
 
 
 

·         شماره 392

·         شنبه,22 مهر 1391

·         2012 13 October

·         هفته نامه سلامت

چرا با قوانین سختگیرانه ازدواج مخالف نیستم؟
ریشه در آب است
دکتر امید علی احمدی
جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی
اگر از منظر تاريخي به پديده ازدواج نگاه كنيم، مي‌بينيم در هيچ زماني، هيچ جامعه‌اي وجود نداشته است که در مورد ازدواج بي‌تفاوت باشد و همواره‌ اين موضوع مهم تلقي مي‌شده و در این زمینه 3 محور ممنوعيت (مثل ممنوعيت ازدواج با محارم)، محدوديت (محدوديت درون‌همسري و برون‌همسري) و مشكلات (كسب شرايط لازم براي ازدواج يا در جوامع پيشين حتي خدمت به خانواده زن براي بردن دختر به خانه و به همسري برگزيدن) به شيوه‌هاي مختلف در نظر گرفته مي‌شده است. سختگيري‌ها که جزو گروه مشکلات به شمار می‌آیند و خانواده‌ها در جامعه امروز ما آن را انجام مي‌دهند، به «تمامي» بد نيستند و كاركردهاي مثبت و مهمي در پس خود دارند كه جامعه آنها را در قالب مکانیسم‌هایی براي جلوگيري از مشكلات و حراست از خانواده که در گذر سال‌ها تجربه‌ به دست آورده و اعمال می‌کند. خانواده‌ها با اين سختگيري‌ها مي‌خواهند دريابند آيا فردي كه قصد ازدواج با فرزند آنها را دارد به آمادگي لازم براي تحمل سختی‌های یک زندگی مستقل رسيده و به قول دكتر باقر ساروخاني،استاد جامعه‌شناسي و ارتباطات، «تعليه بلوغ» پيدا كرده است یا نه.
اين بلوغ فقط بلوغ جنسي نيست و بلوغ رواني، اجتماعي و اقتصادي را هم شامل مي‌شود. تدارك مراسم ازدواج هم به نوعي محك‌زدن فرد در بلوغ اقتصادي است و اينكه آيا مي‌تواند مراسمي براي شروع زندگي خود تدارك ببيند يا خير. اين به خودي خود بد نيست و هميشه و در همه جوامع وجود داشته است. برگزاری مراسم ازدواج در جوامع سنتي و در گذشته‌ به نوعي «اعلام» و «رسميت دادن» به ازدواج و خبر دادن به ديگران بوده است. البته در حال حاضر اين كاركرد از دست رفته اما كاركرد ديگري پيدا كرده كه به آن در جوامع سنتي «پاگشايي» مي‌گفتند؛ مراسمي كه طي آن از نوجوان آزمايش سختي به عمل مي‌آوردند تا ببينند آمادگي لازم را براي انجام كارهايش پیدا کرده يا نه!
امروزه هم برپايي مراسم ازدواج به نوعي پاگشايي است كه تحمل و توان افراد طي آن سنجيده مي‌شود اما اين مراسم مي‌تواند جنبه منفي هم پيدا كند. برخي از جوانب اين مراسم، هيچ تاثيري جز خستگي رواني به تاخير انداختن ازدواج و آشفتگي ندارد و اين اتفاق خصوصا زماني مي‌افتد كه تعادلی بين خواست جامعه و حد تحمل زوج وجود نداشته باشد؛ افراد وضعيت طبقاتي خود را در نظر نمي‌گيرند و خانواده‌ طبقه پايين، ازدواجی در سطح هزينه‌های يك زوج متوسط می‌گیرند و خانواده‌اي از طبقه متوسط جشني در حد يك خانواده مرفه كه اين مراسم و هزينه‌ها بدون شك‌، آسيب جدي به خانواده طرفين و زندگي آينده زوج مي‌زند. البته نبايد اين نكته را فراموش كرد كه هر چه شرایط ازدواج ساده‌تر باشد، شرایط طلاق هم ساده‌تر مي‌شود تا جایی که دیده شده در جوامع غربي كه سختگيري‌اي در مورد ازدواج وجود ندارد، آمار طلاق پس از ازدواج هم بالاست. در جامعه‌ ما به دليل وجود نداشتن سازمان‌هاي حمایتی از زنان و فرزندان طلاق، طلاق براي زنان و به‌خصوص كودكان تبعات زيادي دارد. بنابراین بايد شرايطي را براي ازدواج در نظر گرفت كه احتمال طلاق در آن كمتر شود. اگر بپذیریم که هر ازدواج بنا به گفته «لوی اشتروس» دارای دو بعد طبیعی و فرهنگی است، تاکید بر هر بعد به نادیده گرفتن یا کم اهمیت شدن بعد دیگر می‌انجامد. ساده کردن ازدواج، به معنی متمایل کردن ازدواج به سویه طبیعی آن و کم اهمیت کردن بعد فرهنگی آن است(با در نظر گرفتن اینکه مراسم و تشریفات ازدواج جزو بعد فرهنگی است). بر این اساس، مهم‌ترین توصیه آن است که سیاست‌گذاری ازدواج بین بعد طبیعی و فرهنگی ازدواج تعادل برقرار کند زيرا تاکید بر هر بعد، به نارسایی و ناکارآمدی نهاد ازدواج منجر خواهد شد. در غیر این صورت جامعه در زمانی طولانی‌تر و با متحمل‌شدن هزینه‌ای افزون‌تر، خواه ناخواه به این تعادل خواهدرسید.

 
 
   |    نوشته شده توسط امید علی احمدی
 
 
  کتاب ماه علوم اجتماعی در شماره آبان ماه 1391 مشروح مباحث مطرح شده در میزگردی با عنوان "آسیب شناسی نشر و تالیف آثار در علوم اجتماعی ایران" به چاپ رسانده است. افراد شرکت کننده در میزگرد عبارتند از:

امید علی احمدی

دکتر امیدعلی مسعودی

دکتر محمد رضا رسولی

دکتر غلامرضا لطیفی

دکتر اسماعیل قدیمی

این مطلب را می توانید در سایت کتاب ماه علوم اجتماعی به صورت pdf دریافت کنید.

 
 
   |    نوشته شده توسط امید علی احمدی
 
 
     
 

pctfx3.3

مجله اینترنتی رسانه

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور