|
«چند فیلمی که با موضوع خیانت
ساخته شده، با پرونده نمایش موقت به نمایش درآمده و فیلم هایی که خلاف
اخلاق و عرف جامعه و خانواده باشد، در اکران عمومی جایی ندارد و چند فیلمی
هم که با این موضوع ساخته شده اند، باید نمایش داده شوند تا بازخوردهای
رسانه، کارشناسان و مخاطبان را ببینیم»...
«چند فیلمی که با موضوع خیانت ساخته شده، با
پرونده نمایش موقت به نمایش درآمده و فیلم هایی که خلاف اخلاق و عرف جامعه و
خانواده باشد، در اکران عمومی جایی ندارد و چند فیلمی هم که با این موضوع
ساخته شده اند، باید نمایش داده شوند تا بازخوردهای رسانه، کارشناسان و
مخاطبان را ببینیم».
این جمله ها گفته سیدعلیرضا سجادپور، مدیرکل
اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد، در بهمن ماه سال گذشته است؛ زمانی که
برخی عنوان کردند فیلم های بسیاری در جشنواره فجر نمایش داده شده اند که
موضوعشان به نوعی با خیانت در ارتباط بوده است. «زندگی خصوصی»، «یه عاشقانه
ساده»، «پنهان»، «یکی می خواد باهات حرف بزنه»، «پل چوبی»، «من همسرش
هستم»، «زندگی خصوصی آقا و خانم میم»، «برف روی کاج ها» آن روزها در فهرست
فیلم هایی با مضمون خیانت قرار گرفته بودند و البته کارگردان ها و تهیه
کننده ها هرکدام موضوع خیانت را به عنوان موضوع اصلی فیلم رد می کردند. یک
سال گذشت و فیلم های جشنواره قبل به نوبت و البته با ممیزی هایی روی پرده
رفتند اما این بار پرسروصداترین فیلم، «من مادر هستم» بود و البته هست
فیلمی که در صدر پرفروش ترین فیلم ها هم قرار گرفته است.
سروصداها تا آنجا پیش رفت که مخالفان، خواستار
لغو اکران فیلم شدند و موافقان از مرگ سینما در صورت بروز این اتفاق گفتند.
فریدون جیرانی و غلامرضا موسوی (کارگردان و تهیه کننده فیلم) هم متنی را
برای رسانه ها فرستادند مبنی بر اینکه فیلم «من مادر هستم» نه درباره خیانت
است، نه درباره زنا و نه نمایش فحشاست؛ فیلم «من مادر هستم» یک فیلم
اخلاقی است که یک نوع سبک زندگی را به چالش می کشد.
اما اگر سروصدای مخالفان و موافقان را که هنوز
بلند است به کناری بگذاریم، اگر اثبات یا رد اینکه فیلم ها درباره خیانت
هستند یا نیستند را هم کنار بگذاریم؛ اگر آمار فروش «من مادر هستم» را هم
کنار بگذاریم و قضاوت را هم به عهده شما بگذاریم و روی موضوع «خیانت» تمرکز
کنیم، چه می بینیم؟ چه چیزی باعث می شود این کلمه و این موضوع تا این حد
حساسیت برانگیز باشد و نه تنها در فرهنگ ایرانی ما، که در کهنه ترین
فرهنگ ها و ادبیات درباره آن داستان ها نوشته؛ خوانده و اجرا شده، باشد؟ چه
چیزی باعث می?شود هنوز بعد از قرن ها نمایشنامه اتللوی شکسپیر که به قرن
۱۷ میلادی برمی گردد، خوانده، اجرا و دیده می شود؟ اصلا خیانت چیست؟ با
زندگی ما چه می کند؟ ریشه های خیانت کجاست؟ آیا نباید آن را به تصویر کشید؟
نباید درباره آن حرف زد؟ آیا در جامعه ما خیانت وجود ندارد و نباید از آن
گفت یا وجود دارد و باید گفت؟ اما چگونه؟... و البته سوال های بسیاری که
سعی شده در «موضوع ویژه» این هفته به آنها پرداخته شود. در تهیه «موضوع
ویژه» این هفته ندا احمدلو و بهروز میرزایی با ما همکاری داشته اند.
● مکثی بر عوامل خیانت زناشویی
خیانت ۴ ریشه دارد
دکتر امید علی احمدی
جامعه شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی
برای بحث در باره خیانت لازم است ابتدا آن را
تعریف کنیم و بعد ضمن برشمردن انواع، به دسته بندی و تشریح علل و عوامل
اجتماعی آن بپردازیم:
خیانت زناشویی را می توان به سادگی نقض پیمان یا
مفاد پیمان زناشویی دانست. این نقض?کردن می تواند عمدی یا غیرعمدی باشد.
فرد ممکن است با دانستن و آگاهی از ضروریات حقوقی و عرفی ازدواج یا بدون
علم به آنها خیانت کند، اما خیانت می تواند مستقیم و با انجام عملی که
معنای آن خیانت است یا به واسطه عملی که در ادامه به خیانت منجر می شود،
خیانت تلقی شود؛ مثلا داشتن رابطه جنسی با فردی غیر از همسر بدون اجازه وی
یا قانون. اما در معنای وسیع، خیانت شامل هر نوع نقض در پیمان های زناشویی
است. این پیمان به صورت ضمنی شامل پیمانی برای تشریک مساعی در زمینه جنسی،
عاطفی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی، روانی و حتی فرهنگی است، بنابراین هرگونه
کوتاهی عامدانه یا سهوی در انجام این وظایف می تواند خیانت تلقی شود. مثلا
کوتاهی مرد در تامین معاش فرزندان بدون عذر موجه یا بی توجهی به علایق و
عواطف همسر نوعی خیانت است، اما در معنای کاملا بسته و خاص، خیانت به معنی
نادیده گرفتن پیمان برقراری رابطه زناشویی با یک نفر است، مگر با اجازه زن
اول یا قانون. بهتر است ابتدا عوامل این کار را به عوامل ذهنی و عوامل عینی
تقسیم کنیم. عوامل ذهنی از جنس نگرش ها و اعتقادها هستند و عوامل عینی از
جنس ساختارها. طبقه بندی لازم دیگر، توجه به تفاوت عوامل کلان و عوامل خرد
است. عوامل کلان عواملی هستند که در کلیت جامعه تولید می شوند و از بیرون
بر فرد و جامعه اثر می گذارند و دست هیچ فردی در آن به تنهایی دخیل نیست
اما عوامل خرد، عواملی هستند در سطح افراد و وضع نگرشی یا واقعی زندگی فرد،
به وجود آورنده آن است.
با توجه به این دو طبقه بندی، حال می توان گفت عوامل خیانت زناشویی ۴ دسته اند:
الف. عوامل کلان و ذهنی
ب. عوامل کلان و عینی
پ. عوامل خرد و ذهنی
ت. عوامل خرد و عینی
در باره هر کدام می توان توضیح کوتاهی داد:
▪ عوامل کلان و ذهنی
منظور از این عوامل، نگرش هایی هستند که در کل
جامعه در طول زمانی قابل توجه پدید می آیند. مثلا وقتی گروهی از مردم با
تغییر در نگرش های مذهبی خود، اهداف زندگی را به جای آسمان در زمین جستجو
می کنند، دنیاگرایی به عنوان نگرشی کلان در کلیت یک جامعه توسعه می یابد.
این نگرش، زمینه توجه به لذت های این جهانی را فراهم می کند و از آنجا که
لذت جنسی از جمله قوی ترین نیازهای بشر است، فرد به دنبال بیشینه کردن لذت
های خود در این جهان است و در این راه هیچ سدی در مقابل خود نمی بیند، مگر
آنکه به وسیله عقل و خرد جمعی خود را از این موضوع دور نگه دارد. از جمله
سایر عوامل کلان ذهنی، میزان کارآمدی نگرش ها و ارزش های خانوادگی برای
تامین نیازهای انسان و سرعت تغییر در نگرش های اجتماعی در یک جامعه است.
توضیح اینکه اگر امروزه نوعی بحران در ازدواج جوانان به چشم می خورد، شاید
بتوان به نوعی آن را به معنی ناکارآمدی برخی قواعد و هنجارهای حاکم بر نهاد
ازدواج دانست و بخشی از خیانت ها را به طور غیرمستقیم ناشی از این عامل
تلقی کرد.
▪ عوامل کلان و عینی
عوامل عینی خارج از وجود انسان قرار دارند و کلان
بودن آنها به این معنی است که برای یک فرد یا از حیث فرد بررسی نمی شوند و
حیطه آنها کل جامعه است. از جمله عوامل کلان عینی برای ایجاد و گسترش
خیانت، می توان به ضعف ساختارهای فراغتی یا ضعف ساختارهای اقتصادی اشاره
کرد. شاید تعجب آور باشد، اما ضعف نهادهای فراغتی باعث می شود فرد ساعت های
فراغت خود را به شناخته شده ترین و سرکش ترین نیازها بسپارد. وقتی به دلیل
ضعف نهاد اوقات فراغت، فرد نتواند از خردسالی برای ساعت های فراغت خود
برنامه ریزی کند، لاجرم در بزرگسالی خود را صرف امور جنسی می کند. اوقات
فراغت باید بتواند به شیوه ای جامعه پسند هیجانات فرد را تخلیه یا او را
برای داشتن اوقاتی لذتبخش راهنمایی کند. در جامعه ای که در آن اوقات فراغت
نمی تواند نیازهای فراغتی را پاسخ دهد و در برخی موارد یک گفتمان را تغذیه
فرهنگی می کند، گاهی با گرسنه نگه داشتن سایر افراد غیرهمراه، برخی افراد
راه دیگری را تا حدودی برای رفتارهای خودانگیخته و ارتجالی باز می کنند.
اینجاست که فرد ممکن است به هر لذتی، حتی اگر برخلاف عرف و اعتقاداتش باشد،
برای گذران وقت و داشتن هیجان و اوقاتی که فشارهای اجتماعی در آن همه کاره
نباشند، تن دهد.
شرایط اقتصادی نامطلوب نیز بر خیانت های زناشویی
موثر است. در جامعه ای که افراد با انجام وظایف شغلی نمی توانند به سطح
مناسبی از رفاه برسند، لاجرم «الاهم فی الاهم» می کنند و مهم ترین نیازها
را مقدم می شمارند. در این صورت شاید نیازهای فراغتی، رفاهی و تفریح ها به
فراموشی سپرده شود و جایگزین همه این نیازهای تفریحی و ناکامی ها، تمتع
جنسی از طریق روابط نامشروع تلقی شود.
از سایر عوامل رشد خیانت های زناشویی می توان رشد
شهرنشینی، رشد مصرف رسانه های گروهی، گسترش فضای مجازی، کمبود فرصت های
ازدواج و رشد ناکافی فضاهای عمومی و... را نام برد.
▪ عوامل خرد و ذهنی
سومین گروه عوامل، عواملی هستند که عمدتا فردی و
با جنس اعتقادی مشاهده می شوند. اگر به ذهن افرادی که مرتکب خیانت های
زناشویی می شوند، رجوع کنیم، می توانیم نگرش هایی را پیدا کنیم که با افراد
معمول، متفاوت است؛ به طور مثال هدف از زندگی، میزان گرایش دینی، میزان
تقید های خانوادگی، میزان رشد اخلاقی، میزان رضایت جنسی در زندگی زناشویی،
میزان رضایت از زندگی، احساس محرومیت و محرومیت نسبی و یادگیری های اجتماعی
خیانتکاران و افراد دیگر متفاوت است.
▪ عوامل خرد و عینی
از جمله عوامل خرد و عینی، می توان به میزان
روابط اجتماعی و کیفیت روابط زناشویی، میزان کنترل اجتماعی، تجربه خیانت در
دوران کودکی، برخورد با خیانت، میزان رفاه و رفاه زدگی وعوامل دیگر اشاره
کرد. رفاه ممکن است خود به دو طریق در گرایش به خیانت موثر باشد. افراد
غیرمرفه، عمدتا مجال خیانت های جنسی نمی یابند حتی اگر زمینه های ذهنی شان
آماده باشد، اما افراد مرفه به دلیل داشتن امکان و فرصت های مختلف، مستعد
انجام خیانت های زناشویی اند خصوصا اگر برای شرایط رفاه آموزش ندیده باشند و
ندانند که از این امکانِ پدیدآمده چگونه باید استفاده کنند. عوامل ایجاد و
گسترش خیانت های زناشویی به اندازه ای زیاد و متنوع هستند که بلافاصله می
توان چند نتیجه مهم گرفت:
الف. هیچ خیانت زناشویی ای را نمی توان یافت که فقط به یکی از دلایل و عوامل ذکرشده
رخ داده باشد.
ب. خیانت زناشویی بسیار پیچیده است و نباید آن را ساده سازی کرد.
پ. حتی دو مورد خیانت زناشویی نمی توان پیدا کرد که کاملا به دلایلی مشابه پدید آمده باشند.
ت. خیانت و زمینه های آن در یک لحظه از زندگی
خانوادگی روی نمی دهد. ممکن است مراحل و زمینه های آن در کل زندگی فرد یا
کل مدت زندگی زناشویی او به تدریج به وجود آمده باشد.
ث. گناه گسترش خیانت های زناشویی را نباید فقط به
گردن رسانه ها و ماهواره ها یا هر عامل دیگری انداخت.ج. برای حفظ حرمت و
قداست خانواده، باید به نقد کلیه مداخله هایی پرداخت که سازمان های گوناگون
طی سالیان گذشته به صورت های مختلف در خانواده داشته اند.
|